قبل از آن كه شطرنجى زورآور روزگار را مات ممات و فيل بند حيرت و پايمال هنگامهء عرصات ساخته معلومشود كه آنچه برده باختهاند سالك طريق اجتناب بوده به هيچ وجه پيرامون آن عمل شنيع نكردند و كل وجوه بيت الطف [ 8 ] و قمار خانه و چرس فروشى و بوزهء [ 9 ] فروشى ممالك محروسه را كه هر ساله مبلغهاى خطير مىشد به تخفيف و تصدق فرق فرقدساى اشرف مقرر فرموديم و در اين ابواب صدور عظام و علماى اعلام و فقهاى اسلام وثيقهء انيقهء على حده موكده به لعن ابدى و طعن سرمدى كه مزين و موشح به خط گوهر نثار همايون ماست به سلك تحرير كشيدهاند ، مىبايد كه آن عالى جاه ، بعد از شرف اطلاع بر مضمون رقم مطاع لا زال نافذا فى الاقطاع و الارباع مقرر دارند كه در كل محال تيول همه سالهء آن عالىجاه و امراء و حكام و تابعين و ساكنين و متوطنين به قانون از هر شريعت غراء و طريق اظهر ملت بيضا ناهج منهج صلاح و سداد بوده مرتكب امور مذكوره نگردند و بدكاران در حضور امناى شرع شريف و كلانتران و ريش سفيدان محلات به موجب آيهء وافى هدايه
وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ
[ 10 ] توبه كنند و مرتكبين محرمات مزبوره را تنبيه و تأديب و الزام بازيافت نمايند و هرگاه اشتغال بدان افعال ذميمه نمايند بر نهج شرع مطاع حد جارى و مورد مواخذه و بازخواست سازند و چنانچه احدى به اعمال شنيعهء ديگرى مطلع گشته اعلام ننمايد آن شخص را به نوعى تنبيه نمايند كه موجب عبرت ديگران گردد و آن وزارت پناه و داروغه مزبور چيزى بازيافت ننموده نگذارند كه آفريدهاى بدان جهت دينارى طمع و توقع نمايد و خلاف كننده از مردودان درگاه و محرومان شفاعت حضرت رسالت پناهى و مستحقان لعنت و نفرين ملائكهء آسمان و زمين باشد و اهالى و اوباش را نيز از كبوترپرانى و گرگدوانى و نگاهداشتن گاو و قوچ و ساير حيوانات جهت جنگ و پرخاش كه باعث خصومت و عناد و موجب انواع شورش و فساد است ممنوع ساخته سد آن ابواب را از لوازم شمرند و دقيقهء در استحكام احكام مطاعه فروگذاشت ننمايند و در عهده شناسند .
تحريرا فى شهر شوال سنة 1106 ست و مائة و الف من لهجرة النبوية
هامش
( 1 ) - اين فرمان زير در داخل صحن مسجد بر روى يك قطعه سنگ مرمر 3 متر در 50 سانتيمتر به خط نستعليق به جرز طرف راست ايوان مسجد ميدان كاشان نصب شده