نامهء پاپ اينوسان دوازدهم به شاه سلطان حسين [ 1 ]
اينسنتيوس [ 2 ] پاپاى دوازدهم مىخواهد كه جهت پادشاه نجيب بسيار توانا سلامتى و نور هدايت الهى ميسر باشد و چون به طينت عظيم شما تعلق دارد كه آنان كه به مملكت بسيار وسيع شما روانه شده توقف مىنمايند ، چنانچه از زبان جمع كثير بسيار خوب مطلع شدهايم ، ضرور است كه در بودن به امنيت و فراغت در تحت فرمان سلاطين زادهء عادل و درويشمنش اميدوار و خاطر جمع باشند و به راستى مىبايد كه جماعت پادريان كوچك منسوب به حضرت فرنسيس كه طايفهء خاصى از فضلااند مثل ايشان در رفاه باشند . زيرا كه منظور ايشان سير نيست و از قواعد دنيوى در مجمع مردم معتبر بسيار به اختيار خود گذشتهاند بلكه در آن جاى خوشاينده سياحت مىكنند جهت آن كه بنمايند از روى صدق و افتادگى دل راه راست را كه به خدا مىرساند به نور راستى دين عيسوى . اما بسيار مىخواهيم و مىبايد كه خواهشى بسيار داشته باشيم چنان كه مىبايد و كار ما همين است كه چنان كنيم كه روحها هدايت نمايند و از راه گمان وسعت حوصله و خلق شما بسيار بسيار طالبيم كه به پادريان مزبور طايفهاى از فضلا اختيار تمام خواهيد داد و در ممالكى كه در تحت فرمان شماست خصوصا در گنجه و گرجستان كه ساكن شوند و در آن محال آنچه به مهام راهنمايان دين تعلق دارد خواه در خانههاى خلوت و خواه در كليساهاى ايشان ، تمشيت دهند و به قدرت شما تكيه كرده به خوشحالى زياد به كار خود مشغول شوند و اين را به اهتمام از شما التماس مىكنيم كه به هيچوجه مگذاريد كسى از ايمان آورندگان به حضرت عيسى كه پيش ايشان جهت ايمان مىروند كسان شما مانع گشته زحمت رسانند بلكه به تهديد تمام بفرماييد كه كسى را كه مانع ايشان شود سياست عظيم نمايند و خيالات ما را به تفصيل خواهد گفت فرزند محبوب فليكس مريم دسلان [ 3 ] كه از جماعت فضلاى مزبور است و بسيار آرزو داريم كه بشنويد به دل مهربان از پادرى مزبور سخنان او را كه در جواب