تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 55

مساهمون:

ص٥٥
تيزبين و ژرف‌نگر بود آرتمى وولينسكى نام داشت و پطر اختيارات فراوان به دو براى عقد قرار داد تجارتى داده بود . وولينسكى مأموريت داشت كه در باب بحر خزر و مخصوصا ناحيهء گيلان تحقيقات دقيق جغرافيائى و اجتماعى بنمايد . وى از دولت صفوى خواست كه به تجار ارمنى دستور داده شود تا ابريشم ايران را نه از راه حلب و ازمير بلكه از طريق روسيه به اروپا حمل كنند . وولينسكى در ماه ربيع - الثانى 1129 / مارس 1716 به اصفهان رسيد و خيلى زود دريافت كه پطر ، هرچند كه سخت درگير جنگ با سوئد است ، ولى به آسانى مىتواند با فرستادن اندك سربازى قسمت مهمى از اراضى ساحلى بحر خزر را تصرف كند . وولينسكى در چهارم رمضان 1129 / 30 ژويه روسى 1716 با دولت ايران قراردادى بست كه به موجب آن حقوق گمركى و نوع كالاهاى مجاز براى حمل و نقل بين دولتين معين گرديد و روسيه اجازه يافت كه كنسول دائمى در گيلان ، و در رشت داشته باشد . وولينسكى اندكى بعد ، در سال 1131 ه به روسيه بازگشت و در سر راه خود در مناطق قفقاز بىعلاقگى مردم را نسبت به دربار ايران و اشتياق مسيحيان قفقازيه خاصه گرجيان را به روسها متوجه شد و اين جمله را در گزارشى جامع به پطر تقديم داشت و اين گزارش چنان پطر را شادمان كرد كه وولينسكى را به سمت حكومت حاجى طرخان برگزيد تا در ضمن كارهاى جارى ، به جمع‌آورى اطلاعات مربوط به ايران بپردازد . همين وولينسكى به پطر دقيقا گوشزد كرد كه ايران در معرض خطر افغانهاست و براى حفظ ولايات ايران عموما و ولايات بحر خزر خصوصا بايد تزار به قفقاز و حتى ايران لشكركشى كند . آنچه وولينسكى انديشيده بود درست بود . افغانها كار را اندك اندك بر شاه صفوى و دربار بيكاره‌اش سخت گرفتند و اصفهان را محاصره كردند . در سال 1720 / 1133 جنگهاى ممتد روسيه و سوئد به عهدنامهء صلح منجر شد و پطر با فراغت خاطر به جنوب توجه كرد و چون در همين موقع ( 1134 ه ) داود خان در شماخى بناى فتنه‌جوئى گذاشته و لزگيان شهر را غارت كرده و من جمله چهار ميليون منات اموال بازرگانان روسى را به غارت برده بودند و در مشرق نيز شاهزاده روسى چركاسكى به دست اوزبكان رعيت ايران كشته شده بود ، پطر كبير سفيرى به ايران فرستاد تا غرامت اموال تجار روسى و قاتل شاهزاده چركاسكى را خواستار شود . ظاهرا اين سفير همان وولينسكى بود . اما وقتى سفير روس به اصفهان رسيد ، ديگر شاه سلطان حسين شاه نبود بلكه محمود افغان به جاى او بر مسند حكومت نشسته بود . محمود در جواب فرستادهء دولت روس گفت كه قدرتى