تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
از سر برداشتن در حضور شاه بىاحترامى است و بايد كلاهش را بر سر گذارد . لذا سراسيمه كلاه را برداشته بر سر نهاد و آنچه در كلاه بالا آورده بود بر سر و صورت او ماليده‌شد و شاه و درباريان از ديدن اين وضع به شدت خنديدند و افراد سفارت روس با شرمندگى تمام سفير را از تالار بيرون بردند و شاه عباس در حين خروج گفت اين مسكويها ( روسها ) اوزبكهاى اروپا هستند . اين داستان در سال 1075 / 1664 روى داد . اما سى و پنج سال بعد كه سفير پطر كبير به دربار شاه سلطان حسين آمد ، ديگر نمايندهء يك ملت فقير و دور از قواعد اتيكت نبود . بلكه مرد باهوش متشخصى بود كه خود را از نژاد پادشاهان ارمنى مىدانست . با اين كه شاه عباس دوم از روسها متنفر بود باز بدانان اجازه فعاليت تجارتى در ايران داد . مركز اين فعاليت شهر شماخى بود و اين تجارت تا آن‌جا توسعه يافت كه در اواخر قرن هفدهم كنسولى از روسها به شماخى فرستاده شد . در سال 1696 / 1108 دو بازرگان روسى به نام مالينكى و سمنوف به اصفهان رفتند و از آن‌جا به بندرعباس و از راه دريا به هندوستان عزيمت كردند . پطر كبير هم در آرزوى رسيدن به آبهاى گرم بود هم به مسائل كشتيرانى و دريانوردى علاقهء وافر داشت اين دو عامل موجب شد كه وى به بحر خزر و مآلا به ايران توجه خاص نمايد و حتى در دل داشت كه درياى خزر را به وسيلهء ترعه يا رودخانه‌اى به درياى سياه و درياى بالتيك متصل كند . بحر خزر براى او وسيله ارتباطى بود نه تنها با ايران و خليج فارس بلكه با هند و آسياى مركزى . او مىخواست تجارت را هرچه بيشتر توسعه دهد تا از طرفى بتواند پنبهء تركستان را براى صنايع روسيه بخرد و از طرفى موضوع تجارت ابريشم و ساير امتعهء ايران را به جهان از طريق روسيه عملى سازد . پطر كبير اطلاعات خود را دربارهء ايران از طرق مختلف به دست مىآورد من جمله از يك دوست صميمى به نام الكساندر ارخيلويچ از گرجستان و همچنين از ديگر گرجيان مقيم اطراف مسكو و ضمنا از كنسول روسيه در شماخى . هنگامى كه پطر از انگلستان به كشورش بازگشت ( 1698 م ) ، ناخدا جان‌پرى را كه افسر دريائى و مهندس سدسازى بود با خود آورد و او را مأمور ساختن ترعهء ميان ولگا و دون و مشاور كشتىسازى كرد . پرى نوشته است كه رودخانه‌هاى زيادى به درياى خزر مىريزد . ولى روسها به علت بىعلاقگى به دريانوردى تاكنون از مطالعه و توجه به اين رودخانه‌ها غفلت كرده‌اند . اما پطر به اين امور توجه كرد و اين علاقه وقتى بيشتر شد كه خان خيوه ( خوارزم ) در سال 1700 به دو اظهار