تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧

روابط ايران و هندوستان

بهادر شاه پسر و جانشين اورنگ‌زيب در زمان شاهزادگى خود دل با جانب ايران داشت و همواره به وسيلهء بازرگانان پيغامهاى حسن نيت براى شاه سلطان حسين مىفرستاد . تا اين كه در قندهار شورش برپا شد و ميرويس زمام امور را به دست گرفت و گرگين خان گرجى را به قتل آورد . اين شورش خطرى بود براى ايران و هندوستان . بهادر شاه كه ظاهرا سردار شورشى افغانى را به خواست او به عنوان استاندار قندهار از طرف حكومت دهلى قبول كرده بود ، بطور محرمانه ، سفيرى روانهء ايران ساخت و از شاه سلطان حسين خواست كه هرچه زودتر اقدامى بر ضد ميرويس به عمل آورد تا خطر مشترك از بين برود . شاه سلطان حسين صفوى سفيرى بنام ميرمرتضى خفاف را با هداياى فراوان و نامه‌اى به نزد بهادر شاه فرستاد . مير مرتضى با كشتى به سوى هند حركت كرد . ولى كشتى او دستخوش طوفانها و حوادث فراوان شد و به جاى دهلى به بنگال افتاد . در اين هنگام بهادر شاه مرده و فرخ‌سير به جاى وى فرمانرواى هند شده بود . مير مرتضى شرح حال خويش را به فرخ‌سير نوشت . دوران سرگردانى مير مرتضى نزديك به سه سال در بنادر بنگال طول كشيد . تا اين كه فرخ‌سير به عمال خويش دستور داد تا وى را به دهلى برسانند . مير مرتضى در سال 1124 به دربار فرخ‌سير بار يافت . اين سفير هداياى فراوانى از جانب شاه سلطان حسين آورده و خود نيز هدايائى براى پادشاه گوركانى هند تهيه كرده بود من جمله سيصد اسب منتخب عربى و عراقى نژاد با زين و برگ مرصع و مرواريدها و جواهرات گرانبها و قالىهاى نفيس . فرخ سير قريب صد هزار روپيه و يك هزار توله طلا و خلعت و جيغه مرصع و خنجر و شمشير جواهرنشان و دو اسب با زين و لگام مرصع به مير مرتضى بخشيد . وقتى بهادر شاه درگذشت ( 1124 / 1713 ) شاه سلطان حسين سفيرى به
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 57 | عبد الحسين نوائى