اطاعت نمود .
در اواخر سال 1697 سفيرى از روسيه به ايران آمد و به دولت ايران يادداشتى داد كه طوايف ايرانى مثل لزگيها و چركسها و ساير طوائف قفقاز در محاصرهء آزوف به تركها كمك كردهاند . ضمنا درخواستهاى سفير اين بود كه اولا روسيه ميل دارد كه ايران به عثمانى اعلام جنگ كند ثانيا سيصد هزار تومانى را كه از زمان شاه صفى به دولت روسيه بدهكار است بپردازد . اين سفير به مناسبت آن كه نخواست اعتبار نامههاى خود را به وسيلهء اعتماد الدوله به دست شاه برساند در كار خود توفيقى نيافت . در اواخر قرن هفدهم روسيه چندين كشتى در بحر خزر داشت . در سال 1700 ناخداى روسى به نام ماير از عمال ايرانى مقيم باكو خواست كه به كشتيهاى او اجازه داده شود تا بدون پرداخت وجه مقرر وارد باكو شوند . ايرانيها تقاضاى وى را نپذيرفتند و براى جلوگيرى از حملات احتمالى وى دست به ايجاد استحكامات نظامى زدند .
اما پطر كبير سالها در اروپا گرفتار بود . ازين لحاظ تا پائيز سال 1708 نتوانست سفيرى به ايران بفرستد . درين سال به دربار ايران خبر رسيد كه از روسيه سفيرى عازم ايران است . تادئوس كروسينسكى كه ساليان دراز در ايران بوده در كتاب خود به نام « آخرين انقلاب ايران » مىنويسد : درين اوقات 1120 / 1708 سفيرى به شماخى وارد شد كه از جانب پطر كبير به دربار ايران مىآمد .
سفير مزبور موسوم بود به اسرائيل اورى كه بعد از داشتن مشاغلى در ارتشهاى فرانسه و ايتاليا و آلمان وارد قشون لئوپولد اول در آلمان شده و به درجهء افسرى نائل آمده و چون مرد دسيسهكارى بود در محافل سياسى و در دربار اتريش نيز راه يافته و به مناسبت دانستن اغلب زبانهاى معمول در شرق ( فارسى ، عربى ، تركى ) ماموريت يافته بود كه محض استمزاج به استانبول رفته دريابد كه دربار عثمانى حاضر به قبول صلحى كه اطريش و متحدينش و نيز و لهستان پيشنهاد مىكنند هست يا نه ( قرارداد كارلوويتز ) . اورى از آن پس به خدمت تزار روسيه درآمد و در ارتش آن كشور درجهء سرهنگى يافت و تزار او را به مأموريتى به استانبول فرستاد و چون اورى مأموريت خود را به خوبى انجام داد ، در مقابل از پطر خواست كه او را به عنوان سفير به ايران بفرستد و غرض وى اين بود كه با استفاده از معافيت از پرداخت حقوق گمركى ، كالاى فراوانى به ايران برده بفروشد . اورى پيش از حركت به ايران به وينه رفت و با سابقهء خدمتى كه در آن كشور داشت از امپراطور اتريش هم نامهاى براى شاه سلطان حسين گرفت و از آنجا به رم رفت و از پاپ هم با
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 53
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٥٣