روابط ايران با روسيه
تقدير چنين خواسته بود كه در آن روزگار كه شاه سلطان حسين ناتوان بر ايران فرمانروائى مىكرد ، حكومت روسيه در دست يكى از هوشيارترين و نيرومندترين و بلند پروازترين و كوشاترين مردان روزگار يعنى پطر اول تزار روسيه ملقب به كبير باشد . تا زمان پطر ، كسانى كه از جانب روسيه به سفارت به دربار ايران مىآمدند در برابر عظمت دربار ايران بسيار خاضع و فرو دست و نوعا محتاج به كمك و همراهى بودند . نه تنها سر و وضع آنان تناسبى با نمايندگى و سمت سفارت نداشت بلكه ادب سفارت و آداب رسالت را هم نمىدانستند . سهل است كه گاهى رفتار بسيار زشت و دور از ادبى داشتند كه از نادانى و نافهمى و سادگى بلاهتآميز آنان حكايت مىكرد . من جمله در زمان شاه عباس دوم حادثهاى اتفاق افتاد كه هم ايرانيها و هم اروپائيان از ديدن و شنيدن آن در تعجبى آميخته به اشمئزاز فرو رفتند .
داستان ازين قراربود كه شاه عباس ثانى جام خويش را به سلامتى تزار روس يكجا نوشيد . شاه عباس مرد شرابخواره نيرومندى بود كه در جام بزرگ مىنوشيد . بعضى ازين جامها بيشتر از يك بطرى تا يك بطرى و نيم شراب مىگرفت .
سفير روس هم خواسته بود در همان جامهاى بزرگ از آن شرابهاى مرد افكن بنوشد .
اما مرد ميدان شاه عباس ثانى نبود . به زودى حالش به هم خورد و حالت استفراغ به دو دستداد و چون نمىتوانست از مجلس خارج شود و چيزى هم در دسترس نمىيافت ، كلاه بلند پوست سمور خود را برداشت و در آن بالا آورد . ديگر افراد سفارت كه پهلوى وى نشسته بودند ، در مقابل شاه و درباريان ايرانى شرمنده شدند و آهسته به پهلوى وى زدند كه مواظب رفتار خويش باشد . ولى سفير كه از مستى چيزى نمىفهميد متوجه منظور آنان نشد بلكه تصور كرد كه به دو مىگويند كلاه