جزاير ايران حمله مىنمايند ، آنگاه صدر اعظم به او مىگويد پس شما سواحل ما را حفظ كنيد .
بر اساس اين مذاكرات و قولهاى شفاهى بود كه دولت ايران محمد رضابيك را ظاهرا براى عقد قرارداد تجارتى و باطنا براى مذاكره در باب جلب كمك نظامى به فرانسه فرستاد . درين مورد پادرى صريحا مىنويسد كه منظور ظاهرى محمد رضابيك اجراى قرارداد 1708 است . ولى علت حقيقى فرستادن سفير از طرف دولت ايران تشكيل اتحاديهاى بر ضد مسقط است . اما فرانسويان هم در مذاكره با محمد رضابيك ، از طرح مطلب مزبور در متن قرارداد خوددارى كردند و شفاها وعدههاى سر خرمن دادند . علت اين امر آن بود كه در همان روزها دولت فرانسه با امام مسقط روابط دوستانه برقرار كرده و به امام وعده داده بود كه از جانب فرانسه آسوده خاطر باشد . اين است قسمتى از نامهء يكى از نمايندگان دولت فرانسه به امام مسقط :
« امير و الا مقام ما نامهء مورخه شهر رجب شما را دريافت كرديم . . . در آن مورد كه به فرانسويان مربوط مىشود ، من به شما اطمينان مىدهم كه آنان ( فرانسويان ) دوست شما هستند . وقتى كه كشتيهاى ما با كشتيهاى شما برخورد كنند ، با علائم معمول دوستى و همكارى خود را اعلام مىنمايند و ما اطمينان داريم كه كشتيهاى شما نيز دربارهء ما چنين خواهند كرد و اگر وضع اجازه دهد بنادر شما بر روى كشتيهاى ما باز خواهد بود . ما به امپراطور فرانسه حسن نيت شما را اعلام داشتهايم . زيرا او مىخواهد كه تمام مردم فرانسه صلح را با ملتهايى كه باعث خرابى و خسارت نيستند حفظ كنند . در خاتمه هر موقعى كه آن مقام عالى به وسيلهء نامه به ما اعلام كنند ، ما با كمال ميل در انجام تقاضاهاى شما و ملت شما آمادهايم . »
اين نمايندهء دولت فرانسه كه چنين نامهاى به امام مسقط نوشته و دوستى و همكارى دولت و ملت خود را اعلام داشته همان آنژدوگاردان كنسول فرانسه در اصفهان بود كه اينطور دو دوزه بازى مىكرده و حتى با اتينپادرى هموطن خويش كه مايل به اتحاد نظامى فرانسه و ايران بر ضد مسقط بوده مبارزه مىنموده است .
فرانسويان دربارهء محمد رضابيك سفير ايران كه مىخواسته قدرت و شكوه دربار متبوع و سنن مذهبى خويش را در كشورى بيگانه حفظ كند كتابها و مقالهها نوشته و او را به باد طعنه و تمسخر گرفتهاند و حتى حكيمى چون مونتسكيو او را شخص عجيب و دروغگو و مدعى سفارت و دغلباز خوانده كه چرا هداياى ناچيزى
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1105 تا 1135 ق ) ( فارسي ) — صفحة 49
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص٤٩