روابط ايران با عمان
در سال 1650 ميلادى ، امام سلطان بن سيف شهر مسقط را از پرتغاليها گرفت و اين كار آغاز قدرت عمان بود . به طورى كه در خلال بيست سال سلطنت امام سلطان ، كشور عمان بسيار ترقى كرد و ناوگان نيرومندى فراهم آورد كه موجب وحشت كليهء اروپاييان در خليج فارس و بحر عمان گرديد . عظمت اين ناوگان به حدى بود كه نمايندهء فرانسه درين باره مىنويسد كشتيهائى كه مسقطىها از تركها و هنديها كه در خليج فارس رفت و آمد داشتهاند به غنيمت گرفتهاند آنها را طورى نيرومند ساخته كه تنها يك نيروى دريايى از كشورهاى اروپايى مىتواند از پس آنها برآيد . ترقى و پيشرفت عمان ، پس از مرگ امام سلطان همچنان ادامه يافت و امام سيف بن سلطان در پرتو حمايت اين ناوگان به بنادر ايران در خليج فارس حمله برد . اعراب مسقط به كمك اين ناوگان همهجا در خليج فارس به كشتيهاى تجارتى حمله مىكردند و اموال و كالاهاى كشتيها را به غارت مىبردند و سرنشينان آن را از زن و مرد به عنوان غلام و كنيز در بازارهاى مختلف مىفروختند [ 1 ] .
دولت ايران در مقابل اين تجاوزات مكرر و گستاخانه كاملا ناتوان بود .
زيرا هيچگونه كشتى جنگى نداشت و در كشتيهاى تجارى ايرانى هم عدهء زيادى از اعراب خليج خدمت مىكردند كه هرچند تبعهء ايران بودند ولى رغبتى براى جنگ با اعراب مسقط نشان نمىدادند ، خاصه آنكه آنان مذهب تسنن داشتند و در مقابل ايرانيان شيعى مذهب با اعراب سنى مذهب مسقط باطنا نوعى علاقه و همدلى احساس مىكردند . قدرت اعراب مسقط به حدى رسيده بود كه ديگر از پرتغاليها هم كه زمانى مالك الرقاب جزاير و يكهتاز خليج فارس و بحر عمان بودند وحشتى نداشتند و حتى چندين بار با ايشان به جنگ پرداختند . درست است كه پرتغاليها چند بار بر اعراب مسقط غلبه كردند ، ولى اين پيروزيها چندان اثرى