تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 18

مساهمون:

ص١٨
اوت 1636 م شهر ايروان را گشود و از اين فتح چنان شادمان شد كه قاصدانى به استانبول فرستاد تا هفت شبانروز شهر را آذين كنند . همراه با اين فرمان نيز دستور داد كه دو برادر كهترش با يزيد و سليمان را رهسپار ديار عدم سازند . آنگاه به سوى تبريز روى آورد و شهر را گرفت و با فخر و شكوهى تمام وارد تبريز شد ( 28 ربيع الاول 1045 ه ) . ولى در تبريز بسيار نماند و به استانبول بازگشت . در قبال فتوحات تركان عثمانى ، ايرانيان نيز دست به اسلحه بردند و از پاى ننشستند و به فرماندهى شاه صفى شهر ايروان را از تركان پس گرفتند ( 1046 / 1637 م ) مراد براى جبران اين شكست ، اين بار به بغداد رفت و شهر را در محاصره گرفت و سرانجام آن شهر را با وجود پايدارى شديد ايرانيان تصرف كرد ( رجب 1048 / نوامبر 1638 م ) . پس ازين واقعه ، دو دولت كه باطنا مايل به ادامهء جنگ نبودند به مذاكرات صلح پرداختند و قرارداد صلح پس از ده ماه مذاكرات سياسى به امضاى طرفين رسيد . به موجب اين قرارداد ، ايروان به ايران تعلق گرفت و بغداد از آن تركان شد . اين عهدنامه كه در سال 1049 / 1639 بسته شد به نام محل مذاكرات به عهدنامهء زهاب شهرت يافت . پس از قرارداد صلح ، بسى بر نيامد كه سلطان مراد چهارم در بحبوحهء جوانى درگذشت ( 16 شوال 1049 / فوريه 1640 م ) هنگام مرگ بيش از سى و يك سال نداشت . چون او را فرزندى نبود ، برادرش ابراهيم به جاى وى بر تخت سلطنت عثمانى نشست .