رسيد . سلطان ترك منصب صدارت عظمى را بار ديگر به حافظ احمد پاشا داده بود .
خسرو پاشا براى حفظ مقام و منصب صدارت ، سپاهيان ترك را به مخالفت با دستور سلطان مراد وا داشت و به آنان چنين وانمود كرد كه عزل وى به علت طرفدارى وى از نظريات لشكريان بوده است . سپاهيان شورشى نمايندگانى به استانبول فرستادند و بركنارى حافظ احمد پاشا را همراه با بازگشت خسرو پاشا به وزارت عظمى تقاضا كردند . اما سلطان مراد درخواست آنان را نپذيرفت و سپاهيان روى به استانبول نهادند و با خشم و هيجان به سراى سلطان ريختند ( 18 رجب 1042 ه / 9 فوريه 1633 م ) و على رغم مداخلهء سلطان ، بى آن كه كسى بتواند جلوگيرى كند ، حافظ احمد پاشا را به قتل رسانيدند . مراد كه از اين بازى هولناك و خونين صدر اعظم پيشين خود سخت به خشم آمده بود دستور داد تا وى را بكشند . بدين ترتيب خسرو پاشا آرزوى صدارت مجدد را به گور برد .
سلطان مراد چهارم منصب صدارت را به بيرام محمد پاشا واگذار كرد و خود براى تحكيم مقام سلطنت رؤساى ينى چريان را به سختى مجازات كرد و بسيارى از سران ايشان را كشت . اين شدت عمل موجب وحشت سركشان دور و نزديك شد .
رجب پاشا نيز از كسانى بود كه در اين فتنه با خسرو پاشا همداستان بود . مراد دستور داد كه وى را نيز بكشند و جسدش را در شبكههاى سراى سلطنتى آويزان كنند .
وقتى كه اين سختگيريهاى خونين خاتمه يافت و ينى چريان از سركشى باز ايستادند ، سلطان مراد به انديشهء تصرف مجدد سرزمينهايى افتاد كه شاه عباس به زور شمشير از دست تركان بيرون آورده بود . اما هنوز دشمنى در داخلهء متصرفات كشور عثمانى داشت و آن امير فخر الدين پيشواى قبيلهء دروز بود كه به امر سلطان عثمانى گردن نمىنهاد . به دستور سلطان مراد ، حكمران دمشق به امير فخر الدين حمله برد . رهبر دروزيان درين جنگ مغلوب شد و خود و دو پسرش به استانبول و قسطنطنيه ، فرستاده شدند . هنگام ورود امير و دو فرزندش به پايتخت دولت عثمانى ( استانبول ) پسر ديگر امير فخر الدين در شام سر به شورش برداشت تا مگر انتقام شكست و اسارت پدر و برادران را بگيرد . مراد چهارم نيز به محض شنيدن اين خبر ، فرمان قتل امير فخر الدين و پسر بزرگش را صادر كرد ( دى القعده 1044 / آوريل 1635 ) و اين حركت تند و شديد موجب شد كه قبيلهء دروز نيز گردن به اطاعت نهد .
پس از اين اقدامات ، سلطان مراد چهارم متوجه ايران شد و در ماه صفر 1045
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 17
مساهمون: عبد الحسين نوائى
ص١٧