تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
مىنمايد و از اين جهت كه اطلاع بر وصول نعمت ، به دوستان صادق المحبه ، موجب حصول مسرت است يقين كه اخوان ملت حنيفى و موافقان مذهب حنفى از استماع اين فتوحات غيبيه مبتهج و از اطلاع بر حصول اين مغانم كثيره « 1 » مسرور خواهند گرديد و سنت سنيهء ادخال سرور در قلب مؤمن به اين وسيله به فعل خواهد آمد ، حقيقت آن فتوحات بر سبيل اجمال آن است درين يوروش كه از دار الخلافهء اكبر آباد كه مقر سلطنت و مستقر خلافت است به صوب دكن واقع شده ، در زمانى كه امتداد آن از يك سال كمتر بود ، سى و شش حصن حصين و قلاع متين كه هر يك در حصانت و متانت مشهور آفاق و در استحكام و استوارى و اشتمال بر لوازم قلعه دارى طاق بود و تسخير آن به غير از قوت اقبال سلاطين ذوى الاقتدار منظور نظر عنايت پروردگار قادر مختار محال مىنمود ، چه اكثر آن بر قلل جبال شامخه واقع است و مرغ بلند پرواز وهم و خيال صعود بر آن نمىتواند نمود . و دو كرور روپيه از نقد و جنس ملكى كه يك و نيم كرور روپيه حاصل آن بوده باشد به تصرف اولياى دولت قاهره در آمد و از يمن عنايت واهب بىضنت و از بركت مرحمت بخشندهء بىمنت از اين سفر خير اثر كثير المنفعة به تاريخ هژدهم شهر شعبان هزار و چهل و شش مراجعت به مقر سلطنت و مستقر خلافت واقع شد و چون الحال ، در سر حد دكن و ساير محال ملك هندوستان ، به هيچ وجه كارى نمانده و خاطر بالكليه ازين طرفها جمع گشته ارادت آن نموده كه بعد ازين ، انشاء الله تعالى ، در مقام دفع و رفع قزلباش اوباش مذهب تراش در آيد و ابتدا از تسخير قندهار كه در سر حد آن ديار واقع شده نمايد و بعد از آن در صدد گرفتن خراسان و مفتوح ساختن آن ولايت شود . چه دفع اين جماعت اهل بدعت و ضلالت بر پادشاهان اسلام كه مروج شريعت غرا و مؤيد ملت بيضااند واجب و لازم است و استخلاص عراق عرب خصوصا بغداد كه حضرت امام اعظم « 2 » و حضرت سيد محيى الدين عبد القادر گيلانى و جمعى از اكابردين رحمهم الله
هامش
( 1 ) - مأخوذ از آيهء ، 40 سورة الفتح :وَعَدَكُمُ اللَّهُ مَغانِمَ كَثِيرَةًو همچنين آيهء 19 همان سورهوَ مَغانِمَ كَثِيرَةً يَأْخُذُونَهاو ايضا آيهء 94 از سورة النساء :فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ. ( 2 ) - مقصود از امام اعظم ابو حنيفه نعمان بن ثابت است از فقهاى معروف و پيشواى فرقهء حنفى ، مدفون در بغداد ( 150 - 80 ه ) .