و قلعه را به ايشان تسليم نمود و با اسباب و اموال و خانه و قشون و عيال به هند رفت . » « 1 »
پيداست كه بررسى وضع قلعهء قندهار بهانهاى براى فرستادن سپاه بدان شهر و حبس و قيد بلكه قتل على مردان خان و ضبط اموال وى بوده است . على مردان خان هم به همين دلايل از شاه جهان كمك خواسته بود . يكى از كسانى كه به دستور شاه جهان به يارى على مردان خان شتافت ، سعيد خان نايب الحكومهء كابل بود .
على مردان خان و سعيد خان ، در محلى به نام سنجرى ( سجزى ) از محال نزديك قندهار ، بر قشون قزلباش به فرماندهى سياوش خان قوللر آقاسى غلبه كردند و على مردان خان به هند رفت . وى و همراهانش مورد استقبال و پذيرايى فراوان قرار گرفتند و شاه جهان او را نخست منصب شش هزارى و سپر و شمشير و دستار مرصع و بيست اسب و چهار فيل بخشيد و سال ديگر او را منصب هفت هزارى و نيابت حكومت لاهور و كشمير ارزانى داشت . « 2 »
شاه صفى بر اثر افراط در ميگسارى در سال 1051 ه . ق بيمار شد . ولى بهبود يافت . درين مورد ، ملا كمال مىنويسد : « كوفت نواب اشرف در لنجان اصفهان .
ولى الحمد لله كه عاقبت به خير شد . » اما سال بعد در حقيقت شاه صفى « عاقبت به خير شد » كه ديگر از بستر بيمارى برنخاست . بدين معنى كه هنگامى كه از اصفهان عازم زيارت آستان رضويه در مشهد بود ، در روز دوشنبه 12 ماه صفر ، در ورود به كاشان ، درگذشت ( 1052 ه . ق ) نعش وى را به قم بردند و در خاك كردند . ملا كمال در مورد مقبرهء وى مىنويسد : « عمارات عالى ساختند و موقوفات مقرر شده همه روزه آب و آش به مستحفظين داده مىشود . » سخن ملا كمال را جان شاردن مسافر تيز هوش و تاجر تيزبين فرانسوى تأييد مىكند . شاردن وصف دقيقى از مقبرهء شاه صفى ( و پسرش شاه عباس ثانى ) و هزينهء نگهدارى مقبرهء آن دو و تجملات فراوان و پر شكوه اين مقابر به دست داده است . « 3 »
هامش
( 1 ) - تاريخ ملا كمال ص 93 ، 97 .
( 2 ) - ايضا ص 97 .
( 3 ) - شاردن ج 3 ص 80 - 78 .