تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
شاه سليمان كه باغ چهل ستون را به عنوان محل فرود وى معين كرده بود تا باغ مذكور به پيشواز رفت و شاهزاده سه قطعه جواهر يك الماس و يك زمرد و يك قطعه ياقوت گرانبها به رسم ارمغان به شاه سليمان پيشكش كرد و شاه سليمان جواهرات را در دستار خود نهاد و شاهزاده را در آغوش گرفت و بوسيد و دستور داد تا از باغ چهل ستون تا خانه‌اى كه در اصفهان براى محل اقامت محمد اكبر منظور شده بود « پاى انداز زرباف و مخمل و دارايى كاشان و چيت بندرى » گستردند و او خود شاهزاده را تا خانه‌اش همراهى كرد و فرداى آن روز نيز به ديدن او رفت و او را با خود به دولتخانه برد و گذشته از تأمين مخارج و احتياجات وى ، روزانه ده تومان مقررى براى شاهزادهء هند تعيين نمود . اما شاهزاده محمد اكبر كه بدين جزئيات دل خوش نمىداشت ، همه در اين انديشه بود كه شايد همانطور كه جدش همايون به كمك نظامى شاه طهماسب توانست ملك موروثى خويش را باز پس گيرد ، او نيز بتواند به كمك شاه سليمان بار ديگر بر هند مسلط شود . اما شاه سليمان مرد اين كارها نبود . او تن پرورتر و راحت طلب تر از آن بود كه بخواهد دست به اقدام مهمى زند . ازين روى در پاسخ استدعاى شاهزاده گفت : تا پدر شما زنده است مهمان عزيز ما هستيد و تا آن زمان اعانت و رفاقت از ما به عمل نخواهد آمد . بعد از انتقال او كه كار به مقابلهء برادران افتد ، در تقديم خدمات خود را معاف و مقصر نخواهيم داشت . » شاهزاده محمد اكبر ناگزير در اصفهان ماند و يكى از خواهران شاه را به زنى گرفت . در سال 1105 ه . ق كه شاه سليمان درگذشت و پسرش سلطان حسين ميرزا بر جاى وى نشست ، بار ديگر شوق سلطنت هند در دل شاهزاده شعله كشيد و فيلش ياد هندوستان كرد و شايد به همين جهت بود كه در سوگوارى شاه سليمان و تهنيت مراسم تاجگذارى شاه سلطان حسين سنگ تمام گذاشت به طورى كه كاررى سياح ايتاليايى مىنويسد ، در مراسم تاجگذارى ، چهل نفر از ملتزمين شاهزاده با لباس نيم تنه حرير زرباف و عمامهء كوچكى از پارچهء نازك شركت كردند . اين لباسها را شاه بديشان بخشيده بود . شاهزاده به دست ملتزمين خويش هداياى پر ارزشى تقديم داشت من جمله يك فيل و جامى از نقره و سبدى زرين پر از گلهاى طلا و نقره مرصع به جواهرات گرانبها . كاررى ارزش هداياى وى را بيست هزار تومان نوشته است . پادشاه صفوى نيز متقابلا سه هزار تومان مسكوك طلا و نقره و معادل هزار تومان پارچه
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 288 | عبد الحسين نوائى