تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
اورنگ زيب در برابر رفتار شتابزدهء پسر جوان و بلند پرواز ولى بىتدبير خويش دست به نيرنگ و افسون زد . او كه با پدر و برادران خويش به خدعه و حيله و ناجوانمردى دست زده بود ، براى دفع شورش پسر نيز به همان حيله‌هاى ناجوانمردانه متوسل شد و به افسانه و افسون سرداران و سربازان راجپوت را نسبت به محمد اكبر ظنين و بدگمان كرد تا جايى كه از گرد او پراكنده شدند . محمد اكبر كه زمانى به اتحاد هندوان و مسلمانان و ايجاد يك امپراطورى هند و مسلمان مىانديشيد ، بر اثر دسايس پدر ، چنان تنها و بىياور ماند كه انديشه‌هاى سياسى و نظامى دور و دراز را فرو گذاشته به فكر نجات سلطنت بلكه جان خود افتاد . ازين روى با زحمات فراوان ، با تنى چند از همراهان با دو كشتى روى به ايران نهاد . ولى بر اثر طوفان شديد به ناحيهء مسقط افتاد . امام مسقط او را به چنگ آورد و خواست بر سر او با اورنگ زيب معامله كند و در برابر پنج لك روپيه و فرمان معافيت جهازات مسقط در بنادر هند از پرداخت حقوق گمركى محمد اكبر را به پدرش تسليم نمايد . اما شاه سليمان كه ازين موضوع آگاه شد « شوراى امراى ايران » را در چهارشنبه هفتم شعبان 1098 دعوت كرد و بر طبق نظر شورى اقدام نمود . نمىدانيم اين شورى كه « در باب كفايت مهمات عمان خوارج از براى استخلاص اكبر » منعقد شده بود چه تصميماتى را پيشنهاد كرده بود و فقط مىدانيم « به اندك تدبيرى » محمد اكبر مستخلص شد و به نظر مىآيد شاه سليمان وعده و وعيدى در كار سيف بن سلطان امام مسقط كرده است و شاهزادهء گوركانى به بندر عباس در آمد و در ماه رمضان به لار رسيد و شاه سليمان مهماندارى به نام محمد هاشم تبريزى به پذيرائى او فرستاد . نوشته‌اند كه شاه سليمان در پنهان يكى از نقاشان چيره دست را نيز همراه محمد هاشم مهماندار فرستاد كه مخفيانه صورت شاهزاده را كشيده نزد شاه صفوى ارسال دارد تا مرشد كامل ، قبل از رو به رو شدن با محمد اكبر ، از روى تصوير دريابد كه پايه و مايهء شاهزادهء هندى چيست . در هر حال ، روز دوم شوال ، شاهزادهء گوركانى از طريق شيراز به اصفهان وارد شد و به حضور شاه سليمان رسيد . تاريخ ورود وى را به اصفهان ، اسماعيل ذبيح كه به قول نصر آبادى « منزوى وادى گمنامى و عزلت بود » چنين آورده است :
ز اوج سلطنت ماه بلند اقبال جم جاهى * « به عزم پاى بوس مهر عالمتاب دين آمد »
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 287 | عبد الحسين نوائى