تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١

نامهء شاه سليمان به محمد اكبر « 1 »

سبحان الله پذيراى دولت خداداد و سعادتمند نعمت قوى بنياد هر آن برومند بهره‌مندى است كه خواه ناخواه هر چند او را كشان كشان به غولستان گمراهى برند و شياطين انس و جان به انياب اغوال حيرت كشانند ، دست غيب گريبانگير او سروش عالم بالا هواخواه او گشته به دار السرور ابدى رسانند . اگر چه آن درة التاج فرهى و فرهنگى و واسطة العقد برومندى و برازندگى شاه بيت صحيفهء اقبال ، سرلوح جريدهء عز و جلال ، چندى مورد مقاسات اسفار شاقه و شدايد عديده و مشاق بر و بحر شدند ، بعد الحمد و طيبت سهلا و اهلا دانست . خوش آمدند و صفا آوردند . بيان شوق و خواهشمندى لقاى فرح فزا به كام خامه در نگنجد و آن گوهر و الا را جز دل نسنجد و الباقى عند التلاقى . « 2 »
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در نسخه : جواب نامهء سلطان محمد اكبر خلف سلطان اورنگ زيب فرمانفرماى هندوستان كه به ايران آمده از لار نوشته بود . ( 2 ) نسخه خطى مجلس 2506 .