نامهء شاه سليمان صفوى به پادشاه روسيه
جلالا للسلطنة و الابهة و الحشمة و البسالة و الشوكة و الشهامة و العز و الامتنان پادشاه كل روس )
شرايط صفوف تبجيل و لطايف فنون تكريم كه مذكر قواعد و داد قديم و مشيد قوانين اتحاد قويم تواند بود ، به حضور بهجت نشان عالى حضرت سامى رتبت ، سلطنت و جلالت پناه ، شوكت و ابهت دستگاه ، بسالت و نصفت انتباه ، حشمت و شهامت اكتناه ، متمكن مسند حكمرانى ، متكى و سادهء فرمانروايى ، عمدهء سلاطين صاحب نگين عيسويه ، زبدهء خواقين با عز و تمكين مسيحيه ، فرازندهء افسر نامدارى ، برازندهء تخت كامكارى ، پادشاه و الا جاه بلند بارگاه ابلاغ و اهدا داشته همگى همت بلند به اعتلاى مدارج اقبال آن مكين مسند عز و جلال مصروف و معطوف است .
بعدها مكشوف راى موالات اقتضا مىدارد كه درين ايام فرخنده فرجام ، رفعت پناه ، زبدة الاشباه ، خواجه قوكاس كلانتر ارامنهء جولاه دار السلطنهء اصفهان به عرض بار يافتگان سرادق جاه و جلال رسانيد كه قبل از اين ، فانوس برادر او كه اصل اموال مومى اليه فى ما بين او و زبدة الاقران مشار اليه مشترك و مبلغى نيز على حده جهت سودا و معامله از كلانتر مذكور گرفته بوده در ممالك آن صاحب اقبال به امر تجارت اشتغال داشته و بدرود جهان گذران نموده اموال او در بلاد مزبوره نزد مردم آن محال مانده است و رفعت پناه مومى اليه درين وقت با غم و بيدروس را به وكالت خويش تعيين و جهت تحصيل اموال مزبوره به بلاد آن صداقت آيين ارسال نموده . از آن جا كه بناى و ولا از ديرباز فى ما بين آن خانواده عز و علا و اين دودهء ستودهء عظمت و اعتلا پا بر جاست ، شايستهء طريق و داد قويم قديم چنان مىنمايد كه وكلاى آن سركار به مضمون عهد نامجاتى كه قبل از اين و درين اوان فى ما بين اين دو خاندان عظيم الشان انتظام پذير سلك تحرير گشته مفاد آن الى الان در ممالك فسيح المسالك نواب همايون ما متداول است مأمور گردند كه