نامهء شاه سليمان به پادشاه اسپانيا
( جلالا للسلطنة و الابهة و الحشمة و البسالة و الشوكة و الشهامة و الغرو الامتنان كارلوس پادشاه ) « 1 »
عالى حضرت سامى رتبت ، سلطنت و جلالت پناه ، شوكت و ابهت دستگاه ، بسالت و نصفت انتباه ، حشمت و شهامت استناه ، متمكن مسند حكمرانى ، متكى و سادهء فرمانروايى ، عمدهء سلاطين صاحب نگين مسيحيه ، زبدهء خواقين با عز و تمكين عبسويه ، فرازندهء افسر نامدارى ، برازندهء تخت كامكارى ، پادشاه و الا جاه بلند بارگاه « 2 » را بعد از تبليغ لوازم مصادقت و و داد قديمى و تمهيد مراسم مؤالفت و اتحاد موروثى ، مكشوف راى ملك آرامى گرداند كه نامهء مودت ختامه كه درين وقت مشتمل بر تأسيس مبانى دوستى قديم ارسال داشته بودند ، در وقتى كه ابواب كامرانى بر چهرهء آمال و امانى باز بود ، وارد گرديده و موجب تشييد مبانى دوستى و ولا گرديد . شرحى كه در باب شراكت عشور هرموز و كسر رسد سنوات متعلقه به سر كار آن سلطنت و جلالت پناه نوشته شده بود ، در مرآت اطلاع صورت انطباع و حصول يافت . بر ضمير منير صداقت تخمير مخفى و ستير نخواهد بود كه معتمدان و كاركنان سنوات قبل از جلوس ميمنت مأنوس بر اورنگ سلطنت و مسند عدالت و جلالت هر ساله از طرفين قطع و فصل امر مزبور نمودهاند و از تاريخى كه وسادهء فرمانفرمايى از فرجلوس نواب همايون ما زيب و زينت يافته ، با آن كه در فرمان واجب الاذعان نواب گيتى ستان فردوس مكان ، جد بزرگوارم شاه عباس ماضى ، اعلى الله فى الخلد مقامه ، در طى شروطى كه فرمودهاند قيد است كه پيوسته ايلچى بزرگ يا كوچك از طرف قرين الشرف در دربار و الا بوده باشد و نبوده اين معنى را منظور نظر كيميا
هامش
( 1 ) -Carlos( 2 ) - نام وى احتراما در صدرنامه آمده . جايش به شمارهء 2 در متن معين شده .