و التيام را كه ادب آموز رموز سفارت و زبان دانى و آداب دان قواعد حجابت و نيكو بيانى و گزيدهء ارباب هوش و فرهنگ و ستودهء اصحاب دانش و فرهنگ است ، به وساطت اين خير انديش ، سعادت اندوزى تقبيل پايهء سرير آسمان نظير خسروانى و گزارش نامهء نامى عطوفت عنوان و تحف و هداياى مودت نشان اعلى حضرت سكندر منزلت سليمان شاه ، سلطان سلاطين جهان ، خاقان خواقين زمان ، ثانى اسكندر ذى القرنين ، خادم الحرمين المحترمين ، ظل ظليل حضرت إله ، پادشاه فلك بارگاه اسلام پناه ، در آن حضرت روزى گرديده به املح بيان و افصح لسان اداى سخنان زبانى را كه در باب سليمان شقاوت نشان و سفارش اهالى ضياع و بلدان و دفع سركشان و بدكيشان به سخندانى مومى اليه مفوض بود رتبهء گزارشگرى و از حصول هر گونه مرام و فوز اقسام مطالب و مهام بهرهورى يافته به رهنمونى اقبال اذن انصراف به آن سمت شرف مآل حاصل نمود . چون بهين اثمار شاخسار زندگانى بذل جهد در تحصيل رفاه احوال عباد و امنيت امصار و بلاد است ، چنانچه اين صادق الفؤاد ازين طرف قرين الشرف دامن اجتهاد در اين مواد ميمنت مفاد بر ميان استوار ساخته در اشتداد بنيان معاهده و پيمان به جان و جنان مىكوشد ، بر آن وزير ارسطو نظير كه باعث رفاه و اطمينان صغير و كبير و واسطهء امن و امان عالمياناند اهتمام در چنين امر سعادت توأمان به دستور معتاد گزيده و شايان مىنمايد . يقين كه در لوازم نيكو كردارى خوددارى نفرموده همواره انهاى مهمات جديد و تعداد مقاصد راى سديد را واسطهء اشتداد عقد اتحاد خواهند نمود .
مدام گشاد معاقد امور جهان الى يوم التناد بستهء انامل فياض باد . « 1 »
هامش
( 1 ) سند شمارهء 312 انجمن تاريخ ايران