نامهء شاه عباس ثانى به پادشاه روسيه « 1 »
جواهر زواهر سپاس بىكران و نقود بىپايان نثار جناب وهابى تواند بود كه به آب روان حكم جارى رياحين غرايب آيين اصناف انسان و انواع حيوان و اقسام نباتات و جماد را از زمين عدم صرف و نيستى بحت بشكفانيده باغ وسيع الفضا و واسع الارجاى امكان را رونق و بها و نشو و نما كرامت فرموده و به قلم قدرت بالغهء تقدير هزاران هزار صورت بديع كه يك رقم از آن فصل شتا و بهار و موسم تموز و اياراست بر لوح هستى نقش نمود . گوهر شب چراغ ثوابت و سيار را از بحر زخار حكمت به غواصى قدرت بر آورده چراغ راه سالكان طريق خداجويى گردانيد و مذاق هر يك از تشنه لبان منهل عذب شناخت را از چاشنى معرفت انگشت شهدى چشانيد و صلوات بىمنتها بر سيد و سرور انبيا و سند اصفيا و هادى اتقيا محمد مصطفى ( ص ) كه نور باصرهء ايمان و چراغ خلوت عرفان و علت غايى ايجاد و نتيجهء صغرى و كبراى مبدء و معادست باد .
بعد از گلدسته بندى بهارستان محمدت و منقبت بر راى مهر ضياى صداقت انتماى پادشاه و الا جاه اروس مستور نماند كه نامهء مودت ختامه كه درين وقت مصحوب ايلچيان ، به جهت ترصيص مبانى مصادقت و موالفت كه ابا « عن جدّ فى ما بين سلاطين ذىشان و برگزيدگان اين دولت محكم بنا استحكام داشته ارسال نموده بودند ، در وقتى مرغوب و زمانى مطلوب خاطر دوستى ذخاير از تنظيم و تنسيق ملك و ملت و دين و دولت فراغت حاصل نموده و درهاى حصول امانى و آمال به مفاتيح عنايات الهى بر روى روزگار گشوده دشمنان در زواياى گمنامى حصارى بودند و معاندان در دشت بىسرانجامى متوارى و رايات
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در منشآت : « نامهاى كه به والى اروس نوشته »