تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
دقيقه‌اى فوت و فرو گذاشت ننمودند . چون گوشمال آن قوم نادان ، كه در تيه جهل مركب خود حيران و سرگردان مانده‌اند بر ذمت همت شاهانه فرض عين و عين فرض بود ، دقنان بيك و حاجى منوچهر خان را با جمعى از مردان كارزار و غازيان ظفر شعار مقرر فرموديم كه به رسم منقلاى به طريق ايلغار و استعجال روانه شده اطراف آن مخاذيل را به دايرهء احاطه در آورده در سد طريق مسالك ايشان كما ينبغى اهتمام نمايند و مقرر شد كه عليقلى خان سپهسالار نيز با عساكر كه بحرى است پر جوش روانه شود تا اگر به محض آوازه توجه لشكر نصرت اثر آن گروه حيرت پژوه فرار بر قرار اختيار ننموده باشند به مصقل تيغ درخشان زنگ زداى وجود آن ظلمت سرشتان گردند و رايات نصرت انتظام نيز تا بلدهء طيبهء بسطام در حركت آمده آن تيره بختان بد مآل به هوس خيال محال ، تا رسيدن لشكر خصم افكن عدو مال ، شش ماه متوالى در بريدن سيبه و نقب خاك ادبار بر فرق اعتبار بيختند و ذو الفقار خان بيگلر بيگى و ساير غازيان ظفر نشان و مستحفظان قلعهء رفيع البنيان منيع الاركان هر روزه بر سر سيبهء ايشان ريخته جمعى كثير و جمّى غفير از آن بى عاقبتان را آوارهء ديار عدم مىگردانيدند و تا مدت شش ماه كه عساكر نصرت مآثر از اطراف و اكناف ولايات ممالك محروسه كه بحرى است بىكران و دريايى است بى حد و پايان جمعيت نمايند ، آن قوم پريشان كردار مشغول پيكار بودند . بعد از اصغاى نزديك شدن لشكر قيامت اثر به جمعيت تمام يورش نموده از طوع فجر تا زمان استواى شمع بزم فلك چهارم بر لگن وسط السماء نايرهء جدال و قتال اشتعال داشت تا آن كه قريب به بيست هزار نفر از آن مدبران طعمهء ثعابين توپ و افاعى تفنگ و نهنگان تيغهاى آبدار بحر كردار گريدند . به ناكامى و خجالت ، باز بىننگ و ناموس ، بر مطاياى رسوايى نشسته به شيوهء نخست و رسم سابق آوارهء كوه و دشت فرار گشتند و نظر على خان دقنان بيك با جمعى از عساكر فيروزى مآثر تعاقب آن گروه مخذول نموده جمعى كثير از آن بىعاقبتان را طعمهء تيغ اژدها كردار و سنان اژدر شعار نمودند و دو زنجير فيل به دست آورده آن قوم ثعالب خديعت را آوارهء صحارى فرار و ادبار نمودند . الحمد لله و المنة كه مجددا فتحى چنين مبين قرين حال اولياى دولت و دين گرديد و نواى كوس بلندى قدر به مسامع ساكنان صوامع گردون رسيد . چون بر مضمون رقم اشرف مطلع گردد ، به مژدهء