فتح نامه ديگر « 1 »
آن كه سلطنت پناه به نوازشات خسروانه عز امتياز و شرف افتخار يافته بداند كه بر سواد خوانان روزنامهء صحيفهء امكان و تماشائيان عرايس هر هفت كردهء آخشيجان ظاهر است كه چراغى را كه حضرت عزت جل شانه بر افروخته باشد از بال و پر افشاندن پروانه طينتان كه طعمهء تيغ فروغ اين چراغاند از پاى ننشيند و از گداختن پيه ديده و روغن دل حاسدان گزند نبيند و با مرآت صافى دوستى كه مصقل حكمت بالغهء جناب كبريا زنگ زدايى آن نموده باشد هر كس معارضه نمايد هر آينه از راه نادانى با خويشتن در مقام پرخاش و ستيزه در آمده باشد .
مبين اين مقال آن كه بعد از آن كه والى هندوستان دو نوبت در مقام استرداد دار القرار قندهار در آمده بىنيل مقصود نيل بدنامى بر جبين احوال خود كشيده و خايب و خاسر چون بخت سياه خود برگرديده بود ، به تكلف خشك مغزى و پريشان دماغى كه دردى است بىدوا ، ديگر باره به هوس اين معنى دارا شكوه ولى عهد خود را كه از ساير اولاد او به زعم آن پادشاه حيرت دستگاه امتياز دارد ، با كثرتى تمام و عدتى مالا كلام و فيلان كوه شعار و توپهاى اژدر دثار ، به صوب صواب قندهار فرستاده جالب نام و طالب كام گرديده . چون بعد از ارتكاب خفت و خجالتى چنان ، در نظر نكته دانان ، غريب و بعيد مىنمود كه به فحواى من جرب المجرب حلت به الندامة از كار خود متنبه گرديده ديگر باره در صدد اين امر مستبعد در آيد ، فرمان همايون به جمعيت عساكر منصوره كه در اطراف و اكناف ولايات معموره سكنى دارند نشده بود و اين معنى را فوزى عظيم شمرده در بريدن نقب و چپر و سيبه « 2 » و ساير لوازم قلعه گيرى سعى بليغ نموده
هامش
( 1 ) - عنوان نامه در منشآت : « سواد فتح نامه كه بعد از استيصال دارا شكوه نوشته »
( 2 ) - سيبه به معناى سنگر .