تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
الْأَخْضَرِ ناراً
« 1 » در صحن بوستان افروخت
ساخته از لطف پى خاكيان * چار حد باغچهء كن فكان
ديده‌ام اين باغ پر از رنگ و بو * يك گل رعناست شب و روز او
قدرتش آورده برون بىتعب * يوسف روز از چه تاريك شب
يك گل خودروست ز باغش بهار * يك ورق از دفتر او روزگار
و درود نامعدود بر حديقهء طراز گلشن ايجاد ، شمع شبستان مبداء و معاد ، واسطهء نزول رحمت الهى ، محك عيار دانش و آگاهى ، بهين ثمر دوحهء برومند گلستان شهود و يكتا گوهر اصداف كون و فساد سپهر كبود ، مبلغ كريمهء
اذْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً
« 2 » ، سيد ثقلين و پيشواى خافقين
محمد كازل تا ابد هر چه هست * ز آرايش نام او نقش بست
و بر آل و اولاد اطهار و اصحاب كبار او مادام الليل و النهار باد . و بعد بر مرآت خاطر و الا و آينهء ضمير معلى محجوب و مستور نخواهد بود كه هر نعمتى از نعماى بىمنتهاى الهى را شكرى خاص است كه بدون اتيان آن از عهدهء شكرگزارى و سپاسدارى آن احسان برآمدن متعسر بل متعذر مىنمايد . چنانچه شكر اعطاى نعمت و ثروت و مكنت به بذل و انفاق و نوازش ارباب حاجت و استحقاق صورت مىبندد و اداى شكر بيرون از قياس سلطنت عظمى و دارايى كبرى مقصور بر آن است كه ، با وجود اشتغال به اشغال جهانبانى و تكثير و توفير دواعى ملك‌رانى ، پژوهش احوال سپاهى و رعيت نموده ساكنين و قاطنين هر ملك را به ديدهء بيناى تفقد و نوازش ملاحظه فرموده در انتظام حال و انشراح بال آن گروه كه مستحقين نثار نقود رعايت و مراقبت‌اند بذل جهد به تقديم رسانيده ربقهء جهانبانى را از شغل ذمت اين دين الهى سبكبار سازند و چون از روزى كه كاركنان بارگاه كبريا قبض و بسط اقليم ظاهر را در قبضهء كفايت و درايت اين محتاج عنايت الطاف الهى گذاشته‌اند ، بنا بر فسحت و وسعت ممالك محروسه و مشغولى بر ساير اشغال ضروريه ، تنظيم و تنسيق ملك خراسان بر حسب دلخواه صورت انجام نيافته بود ، درين ايام خجسته آغاز فرخنده انجام ، شوق زيارت
هامش
( 1 ) - سوره يس 80 ( 2 ) - آل عمران 103