گرجستان از برابر سپاه شاه عباس اول گريخت ، « از راه هم مذهبى » به « والى روس » متشبث شد و نوهء خود را نزد او فرستاده كمك خواست و راهنمائى كرد كه اگر چند قلعهء ديگر در اطراف قلعهء قوينسو ساخته شود ، راه منطقهء چركس به ايران بسته مىگردد و در مقابل آمدن روسها را به منطقهء گرجستان آسانتر مىنمايد . روسها بدين كار آغاز كردند . خسرو خان بيگلربيگى شروان مراتب را به شاه عباس ثانى اعلام داشت . شاه عباس ثانى به حكام ايروان و قراباغ و اردبيل و آذربايجان دستور داد تا سپاهى فراهم آورده نزد خسرو خان حاضر شوند . بيگلربيگى شروان با اين سپاهيان ، همراه سرخاى خان شمخال حاكم داغستان و عباسقلى خان اوسمى و افراد زاخورى . به پاى قلعهء روسها رفته با آنان در آويختند و دژها را با خاك برابر نمودند . اما بعد از اين جريان هم مىبينيم كه شاه عباس ثانى ، همراه ايلچيان روس كه به ايران آمده بودند « 1 » ، خاندانقلى سلطان حاكم سابق دورق را به « ايلچيگرى اروس » فرستاده است « 2 » .
ظاهرا تا اين تاريخ ، حتى بعد از ويران كردن دژهاى قوينسو برخورد شديدى بين دو كشور روى نداده است . تا اين كه در سال 1075 ه در زمان تزار الكسى ميخائيلف ( 1087 - 1055 ه / 1676 - 1615 ) كه پدر پطر كبير بود ، از روسيه هيات سفارتى مركب از دو سفير و هشتصد عضو به ايران آمد و معادل پنج هزار تومان پيشكش گذرانيد و از جمله پيشكشها كالسكهاى بود مزين به قلاب دوزيهاى اعلى و مقدار زيادى پوست سمور و روباه و خرس سفيد و چند قلاده سگ بزرگ .
شاه عباس سفيران و اعضاى سفارت را بسيار به احترام پذيرفت و سفرا را در يكى از عمارات سلطنتى اصفهان جاى داد و روزى ده تومان راى هيات سفارت خرج مقرر داشت . ولى كمكم معلوم شد كه اينان در لباس و عنوان سفارت بازرگانان سودپرستى هستند كه مىخواهند از پرداخت عوارض گمركى و راهدارى شانه خالى كنند . چنان كه در مدت اقامت در اصفهان تنها هشتاد هزار تومان
هامش
( 1 ) - رياست اين هيات با شاهزاده روستوسكى بود كه در سال 1064 به ايران آمده و همان سال بازگشته است ( تاريخ روابط سياسى ص 298 )
( 2 ) - عباسنامه صفحات 161 و 176 ، نامهاى كه همراه خاندانقلى بيك ارسال شده درين مجموعه آمده است .