تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 105

مساهمون:

ص١٠٥

روابط با روسيه

تا سلسلهء رومانوف روى كار نيامده بود دولت ايران ارتباط مهمى با دولت روسيه نداشت . هر چند رفت و آمد تجارى محدودى در ميانه بود و گاهگاه نيز طوايف مختلف ساكن روسيه به مرزهاى ايران تجاوزاتى پراكنده مىكردند . به نظر مىآيد كه ايرانيان مىپنداشتند كه وجود درياى خزر بين دو كشور مانع از هرگونه رابطه‌اى خواهد بود . شايد هم اصلا تصور نمىكردند كه روزى روسيه نيز صاحب قدرتى شود و در شمار ممالك مقتدر و متمدن در آيد . اما روسيه روز به روز نيرومندتر مىشد . نخستين تحول تصرف استراخان « 1 » ( حاجى طرخان ) بود در سال 1556 م / 966 ه . ق . زيرا با تصرف اين بندر ، روسها هم بندرى مهم براى بازرگانى در درياى خزر يافتند هم پايگاهى براى تجاوزات بعدى به طرف جنوب . سى سال بعد يعنى در سال 1586 م ، شمخال قموق به قلمرو الكساندر دوم حاكم عيسوى مذهب كاخت در گرجستان حمله برد . الكساندر به همكيشان خويش متوسل شد و روسها نيروئى به فرماندهى اندرى خو ورستين « 2 » به كمك وى فرستادند . وى ترخو پايتخت شمخال را گرفت ولى به زودى شهر را از دست داد و تلاش روسها در سالهاى 1599 و 1604 براى جبران شكست خود به جايى نرسيد . شاه عباس اول در سال 1024 شورش گرجستان كاخت را فرو نشاند و درين كار چنان سختگيرى كرد و چندان بىرحمانه رفتار نمود كه در همان روزگار پيترو دلاواله « 3 » سياح دانشمند ايتاليائى كه در دربار وى مقيم بود پيش بينى كرد كه اين شدت
هامش
( 1 ) - ظاهرا همان سقسين دوران قديم است كه در شعر اتسز خطاب به سنجر آمدهبه خوارزم آيد به سقسين روم * خداى جهان را جهان تنگ نيست( 2 ) -Andrei Khovorostin( 3 ) -Pietro della Valle
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 105 | عبد الحسين نوائى