37 قيراط كه « جوهريان هندوستان آن را به شصت هزار روپيه قيمت نمودند . »
با اين همه ، اين سفارت به تحكيم روابط دو كشور كمكى نكرد . زيرا اورنگ زيب سفير ايران را مجبور كرد به رسم و تورهء مغول زانو زند و تعظيم كند « 1 » .
متقابلا وقتى دربار هند نيز سفيرى به ايران فرستاد ، شاه عباس با او به تحقير و توهين تمام رفتار كرد . شاردن كه خود اين سفير را ديده و از جانب شاه ايران با وى ملاقات و مذاكره كرده شرح ارزندهاى به دست مىدهد :
در نخستين بارى كه من در دربار ايران حضور يافتم ، سفيرى از جانب مغول كبير ( اورنگ زيب ) در آن جا ديدم . به نظر من وى چنان خدم و حشمى داشت كه هيچ سفيرى نداشت . تا آن موقع اورنگ زيب سفيرى به ايران نفرستاده بود . گر چه شاه ايران هنگام تاجگذارى وى به سال 1660 / 1071 ه سفيرى به نزد وى فرستاده بود . سفير هند در سال 1663 م ، با همراهان خود مركب از هشت هزار انسان و چهارپاى ( تقريبا همگى شتر ) ، به ايران وارد شده بود . او شش ماه در راه بود تا به ايران رسيد و نه ماه نيز انتظار كشيد تا شرفياب شود . هدف سفر وى تقاضاى شهر نظامى قندهار بود . با اين كه سفير در حدود چهار ميليون فرانك هديه براى شاه آورده بود ، نيمى نقد و نيمى پارچه و جواهر و دو ميليون نيز براى مخارج خود داشت ، شاه ايران تمام مخارج اين جمع كثير را پرداخت و براى نشان دادن اين امر ، پول نقدى را كه سفير از جانب مخدوم خويش پيشكش كرده بود نپذيرفت و يك روز بعد از پذيرفتن سفير هديهاى به ارزش پانصد هزار اكو - كه دو ثلث آن پول نقد بود - براى سفير فرستاد . اما سفير هم
هامش
( 1 ) - با اين حال در منابع هندى آمده كه در موقع باريابى به حضور اورنگ زيب ، خلعت خاص و خنجر مرصع و پان دان زرين به سفير ايران عنايت شد و پس از تقديم هدايا ، اورنگ زيب مبلغ 60 هزار روپيه و يك فيل به دو بخشيد و در روز عيد قربان نيز مقاديرى طلا و در موقع صدور مرخصى صد هزار روپيه . به طورى كه جمعا از نقد و جنس پانصد هزار روپيه عايد سفير ايران شد و پنجاه هزار روپيه به همراهانش رسيد ( رك مقالهء « نمايندگان سياسى ايران و هند در زمان صفويان و بابريان » به قلم سيد حيدر شهريار نقوى ، مجله بررسيهاى تاريخى سال 7 شمارهء 6 و كتاب روابط هند و ايران تاليف رياض الاسلام از انتشارات بنياد فرهنگ ايران )