تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 95

مساهمون:

ص٩٥
محمد على صائب تبريزى ساخته « از دل زدود زنگ الم فتح قندهار » ، در قصيدهء مفصلى به مطلع :
صبح ظفر ز مطلع دولت شد آشكار * طى شد بساط ظلمت ازين نيلگون حصار
بارى همين كه شاه عباس بازگشت « 1 » ، شاه جهان به تصور آن كه شاه برگشته و ديگر كسى از ايرانيان در قندهار نمانده ، فرزند ارشد خود اورنگ زيب را به سوى قندهار فرستاد با جمعى فراوان از لشكريان و امراى معتبر مانند سعد الله خان وزير و بهادر خان سپهسالار و رستم خان دكنى و چند نفر از راجگان و خود نيز با وليعهد خويش دارا شكوه وارد كابل گرديد . اورنگ زيب قندهار را در محاصره گرفت و چند تن از اميران سپاه را به محاصرهء بست فرستاد . شاه عباس كه چنين امرى را پيش بينى كرده بود دستور داده بود كه لشكريان از خراسان پراكنده نشوند ، بىدرنگ به سرداران خويش من جمله سپهسالار دستور داد تا براى دفع دشمن به قندهار و بست روى آورند . سپاه ايران ، سربازان گوركانى را كه براى تصرف نواحى فراه و بست و زمين داور رفته بودند درهم شكستند و اورنگ زيب كه سپهسالارش بهادر خان درين جنگها كشته شده بود از قندهار دست كشيده به هند بازگشت ( 9 رمضان 1059 ه . ق ) . شاه عباس نيز پس از زيارت بقعهء حضرت ثامن الائمه به اصفهان مراجعت نمود ( 28 شعبان 1060 ) دو سال بعد ، بار ديگر اورنگ زيب به قندهار لشكر كشيد . اوتارخان بيگلر بيكى هرات مراتب را گزارش داد . شاه عباس ثانى عليقلى خان سپهسالار را فرمان داد كه سوى خراسان رود تا ارودى شاهى به دنبال وى حركت كند . اين بار محاصرهء قندهار هفتاد و يك روز طول كشيد . ولى هنديان باز هم از تسخير قندهار عاجز ماندند و همين كه خبر نزديك شدن سپاه ايران را شنيدند
هامش
( 1 ) - شاه عباس ثانى پس از فتح قندهار ، فرستاده‌اى به نام شاه وردى بيك نزد شاه جهان فرستاد تا شرح و علت حملهء شاه عباس ثانى را بازگويد . شاه جهان وى را با عدم رضايت پذيرفت و با دادن ده هزار روپيه اجازهء بازگشت داد و شاهقلى بيك را نيز اجازهء مرخصى داد . بى آن كه وى را به حضور پذيرفته باشد . فتح قندهار و پيشامد جنگ ديگر محلى براى اقدامات ديپلوماتيك باقى نگذاشت و دوباره روابط سياسى بين ايران و هند قطع شد و تا شاه جهان زنده بود ، ديگر بين ايران و هند سخنى جز به زبان توپ و تفنگ در ميان نيامد .
اسناد ومكاتبات سياسى ايران ( از سال 1038 تا 1105 ق ) ( فارسي ) — صفحة 95 | عبد الحسين نوائى