به دست ايرانيان افتاد و پر دل خان حاكم بست را قزلباشان « با پانصد نفر اسير و هزار و پانصد سر و فيل و نقارهخانه » به حضور شاه عباس آوردند .
روز يكشنبه دوم محرم سال 1059 حمله به قندهار آغاز گرديد و سرانجام پس از ارسال نامه و اتمام حجت و دادن تأمين به قلعگيان روز پنجشنبه سيزدهم محرم ، دولت خان حاكم قندهار و همراهانش از شهر بيرون آمده و به حضور شاه عباس رسيدند و روز يكشنبه 16 محرم ، شاه عباس ثانى به قندهار وارد شد و در ساعتى سعد به نامش سكه زدند و خطبه خواندند . اسد الله خان حاكم زمين داور نيز درين اوقات زمين داور را به سارو خان طالش يكى از سرداران ايران تسليم نمود . شاه عباس ثانى همگى امراى گوركانى را اجازه داد تا به كشور خود بازگردند و حتى عدهاى از سپاهيان قزلباش را مأموريت داد تا ايشان را به غزنين رسانند كه « مبادا جهال قزلباش به ايشان آسيبى رسانند » سپس قلعهء قندهار را به مهراب خان حاكم استرآباد داد و روز 23 محرم از قندهار بيرون آمده در نهم ربيع الثانى وارد هرات شد . « 1 »
فتح قندهار ، پس از آن شكستهاى شاه صفى در برابر تركان و كشتار مردم تبريز به فرمان مراد چهارم ، آن هم به دست شاه جوانى كه سنش از شانزده نمىگذشت بار ديگر در قلب مردم ايران شور و نشاطى پديد آورد و يك بار ديگر دلها به آرزو و اميد گرم و روشن شد . مردم شعرها گفتند و ماده تاريخها ساختند و شاديها كردند . از جمله ماده تاريخهائى كه ساخته شد عبارت بود از « بود اولين فتح صاحبقرانى » كه مرتضى قلى خان قورچى ساخته بود و ديگر « آمد كليد مملكت هند قندهار » و « على مىگشايد در قندهار » و « دست ولايت مدد نمود » . حتى يكى از شعرا به طريق تعميه چنين يافته بود كه
دم تيغ شه و سر خرم * هر دو در هند مىرسند به هم
منظور از دم تيغ حرف ت است برابر با 400 و منظور از سر خرم حرف خ است برابر با 600 و جمعا هزار كه چون با هند ( ه ن د ) يعنى 59 جمع شود عدد 1059 بيرون مىآيد . اما ازين ماده تاريخها مهمتر از همه همان است كه
هامش
( 1 ) - شرح دقيقى ازين وقايع همراه با تفضيلى تمام در باب قلعهء قندهار در كتاب عباس نامه آمده است و تاريخ دقيقى به ماه و روز از اين حوادث در تاريخ صفويان تاليف ملا كمال منجم .