تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 71

مساهمون:

ص٧١
دميد . فرمان فرموديم تا صفدران صف هيجا و سروران لشكر روز دغا كه از دندان شير و فيل و سرپنجهء پلنگ و كام نهنگ نيانديشند ، الويهء فتح و ظفر برافراختند و در مضمار مبارزت تاختند و بر صف ييلاق جنگى زدند و بميان آن كوههاى متحرك در آمدند و به زخم تيغ آبدار و سنان آتش بار فيلان را مضروب و مجروح كردند و فيلبانان را نگونسار كرده ، روى بصفهاى آن ملاعين كه چون سد سكندر بهم پيوسته بودند و عنانها درهم بسته آوردند . تير كمانداران دو تن را يكى مىساخت و تيغ شهسواران فردى را زوج مىكرد و سنان رمح خطى دلاوران را از پشت مركب برميداشت و بر اوج افلاك مىانداخت . كوپال گردنكشان سركوبى مىكرد و دشنهء خنجر گذاران در قطع اعناق راه بسوى حنجرهء مخالفان مىآورد و از گوشهاء كمان چرخ اندازان ، آوازهء زه برمىخاست و از شصت تير زور آزمايان جان معاندان در تن ميكاست و قبهّاء سپر سپهداران بر روى اعدا مىآمد و پشت مىدادند و خصوم را زوبين معربدان بجگر مىرسيد و سر قوت « 1 » ( ؟ ) بر زمين فوت مىنهادند تا از رياض فحواى
« وَ لِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ
« 2 »
»
نسيم فتح و فيروزى و نصرت و بهروزى وزيدن گرفت و دماغ دل ببوى ظفر معطر ساخت و چون از مواكب همايون مادر گذشت ، بر روى دشمنان خورد و خاك نكبت در ديدهء ايشان انداخت چنان كه صد سوار ايشان پيش يك پياده نمىايستاد و قريب پنجاه هزار مرد جنگى مقهور و مكسور كشته شد و از توده‌هاى ابدان ايشان صحن صحارى كوه و پشته گشت و بقية السيف بهر طرف پويان ، اين المفر گويان ، مجموع هدف تير هلاك و اسير كمند تابناك شدند و ازكان شبه درياى ياقوت روان شد و سلطان محمود خان و ملو خان با اندك فرقه ،
« كَأَنَّهُمْ حُمُرٌ مُسْتَنْفِرَةٌ فَرَّتْ مِنْ قَسْوَرَةٍ »
« 3 » شكسته سلاح و گسسته كمر ، چون در حصار نتوانستند رفتن كه متحصن شوند ، گريزان گشته ، از ميان بيرون رفتند و شر ذمه‌اى كه بتكاميشى ايشان فرستاده
هامش
( 1 ) - در متن : سر فوت ( ؟ ) ( 2 ) - سورة السبا 11 ( 3 ) - سورة المدثر 51