فرزند پير محمد بهادر طال عمره بداند كه تمهيد قواعد جهاندارى و تأكيد معاقد كامكارى بحسن اعتقاد بر وحدانيت حضرت كبريا و يمن اعتضاد بربوبيت بارگاه جلال احديت ، جل شأنه و بهر برهانه ، مىتواند بود و دست توسل بعروة وثقى توكل زدن كه
« وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ
« 1 »
»
و در ادراك آمال و امانى بدرگاه قدرت سبحانى آمدن
« وَ أَنَّهُ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ
وَ إِلَيْهِ الْمَصِيرُ »
و اين معنى همواره شعار ما بوده است و هست و خواهد بود ان شاء اللّه العزيز وحده و بعد از آن بر نويد
« وَ يُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْراً حَسَناً ماكِثِينَ فِيهِ أَبَداً
« 2 »
»
مساعى مرضيه و اجتهادات سنيه ، در اعمال خير و صلاح نمودن و ابواب حصول مقاصد و مرام بر طلعت مرغوب و مطلوب خود گشودن و چون قوت و قدرت حاصل آمد و امداد سواد شوكت و عدّت بدان متلاصق و متواصل شد ، بايد كه در سلوك طريقهء غزو و جهاد ، بموجب نص فرمانى كه
« الَّذِينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا . . .
بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْفائِزُونَ
« 3 »
»
قدم
« وَ ثَبِّتْ أَقْدامَنا
« 4 »
»
چنان نهد كه وراى آن در حيز تصور نيايد و از اقامهء مراسم كد روز و يقظهء شب ملول نشود ، چنانچه امير المؤمنين و امام المتقين ، اسد اللّه الغالب ، على بن ابى طالب عليه السلام فرموده كه
به قدر الكدّ تكتسب المعالى * و من طلب العلى سهر الليالى
و در امور ملكى از دار و گير و شمشير و تير ، فكر نكند و هراسان نشود ، چه گفتهاند :
عروس ملك كسى در كنار گيرد تنگ * كه بوسه بر لب شمشير آبدار دهد
و مصدق اين معانى آنكه ما درين اوقات كه گذشت ، بتخصيص درين سال كه عزيمت غزو و جهاد ديار كفر بعضى از ولايات هندوستان مصمم فرموديم و بمسامع جلال ما رسانيده بودند كه شهر دهلى و آنچه از ديار اسلام است ، چون سلطان مرحوم فيروز
هامش
( 1 ) - طلاق 3
( 2 ) - كهف 2
( 3 ) - توبه 20
( 4 ) - بقره 251