تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 68

مساهمون:

ص٦٨

منشور فتح دهلى كه باميرزاده پير محمد بشيراز فرستاده شده از انشاء خواجه احمد سمنانى

حمله تيمور بهند كه تفصيلش در كتب تاريخ مضبوط است ، صرفا براى ارضاى حس غارت و كشتار بود و هيچ علت و دليل سياسى و نظامى نداشته و اساسا هميشه شهرت ثروت فراوان راجه‌هاى هند و جواهرات معابد هندى ، جنگجويان ماجراجو را بهند مىكشيده ، همانطور كه پيش از تيمور ، سلطان محمود و بعد از تيمور ، نادر بهند تاختند و غرض هر يك چيزى جز جمع و غارت طلا و جواهرات نبود . اينست بيان مورخ رسمى او در باب فتح و غارت دهلى . « . . . خلق بسيار از آن بىدينان خانها و مالهاى خود را آتش زدند و خويشتن را با زنان و فرزندان بسوختند . لشكريان دست تسلط و استيلا بغارت و تاراج برگشودند . . . على الصباح تمام سپاه به شهر درآمدند . غوغاى لشكر برخاست و در آن آدينه هفدهم ماه غارت اتفاق افتاد . بيشتر محلات جهان پناه و سيرى را بغارتيدند و روز شنبه هجدهم نيز بر همان و تيره گذشت و هر نفرى از لشكريان صد و پنجاه كس از مرد و زن و كودك اسير كرده بيرون آوردند ، جنانكه ادنى كسر را بيست نفر برده بيش بدست آمده بود و ساير غنائم و فتوحات از انواع جواهر و لآلى بتخصيص ياقوت و الماس و اصناف اقمشه و رخوت و نفايس گوناگون و ظروف و اوانى زر و نقره و نقود بىحد و شمار از تنگهاى علائى و غير آن نه چندان بود كه شرح شمه‌اى از آن بسفارت كلك دو زبان در حيز بيان آيد . از جمله بيشتر جوارى كه اسير كرده بودند ياره‌ها و خلخالهاى زر و نقره در دست و پاى داشتند و تا انگشتهاى پا بانگشتر مهياى قيمتى آراسته بودند . روز يكشنبه نوزدهم بدهلى كهنه پرداختند . . . از سر هندوان برجها باوج كيوان رسانيدند . . و چون هم در آن روز تمام دهلى كهنه غارت كردند ، اهالى و سكان آن ديار آنچه زنده بماندند ، در قيد اسار و ربقهء تسخير گرفتار و اسير گشتند » ( ظفر نامه شرف الدين على يزدى در وقايع سال 801 )
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 68 | عبد الحسين نوائى