تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 66

مساهمون:

ص٦٦

جواب سلطان احمد

تيمور مند بور « 1 » بظلم و ستم معروف و مشهور بداند كه چون مكتوب منكوب نامعقول و رسول ملول نامقبول تو بدين درگاه گيتى پناه و سدهء سدره اشتباه برسيد اقل خدام را فرموديم كه در آن مطالعه نمايد . سراسر كبر و منى و دغا بازى و خود - بينى بموقف عرض افتاد . عجب كه روباه گمراه بىدست و پا دليرى و صلابت شير نر نمايد و كم اصل با اصيل برابرى كند . نام ارك و سماك « 2 » ( ؟ ) ما برده و از اصل و نژاد خود دور مانده كالنملة فى الصحراء .
اگر خنگ تو توسن و بادپاست * كميت مرا نيز پا لنگ نيست
هر چه از فتحنامهء شاهزادهء مغفور شاه منصور [ « 3 » ] هر آينه اين معنى موافق كريمهء
« لِكُلِّ أَجَلٍ كِتابٌ يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ
« 4 »
»
است و ديگر نوشته كه « سعيا على الرأس لا مشيا على القدم » غالبا ما را بر مثال خويشتن تصور كرده الاعرج « 5 » لا حيلة له الا ان يمشى على ركبتيه ، اگر توانيم متابعت « 6 » ( ؟ ) نمائيم و اگر
هامش
( 1 ) - مندبور باباى ابجد بر وزن لندهور بمعنى سياه بخت و مفلوك و بىدولت و صاحب ادبار و غمگين باشد ( برهان قاطع ) ( 2 ) - اين دو كلمه نيز كه در مكتوب قبلى هم آمده است مفهوم نشد ( 3 ) - به نظر مىآيد اينجا يك يا دو كلمه افتاده باشد ( 4 ) - ابراهيم 39 - 38 ( 5 ) - تعريض و بلكه كنايهء ابلغ از تصريحى است به نقص بدنى تيمور ، چه وى لنگ بوده و اگر شعر منسوب حافظ شاعر عارف را كه مىگويد :نيم تنى ملك سليمان گرفت * چشم گشا قدرت يزدان ببينپاى نه و خنگ فلك زير ران * دست نه و ملك به زير نگين . .ملاك بگيريم يا قول ابن عربشاه را باور داشته باشيم وى هم دستش شل بوده هم پايش لنگ وى مىگويد تيمور در جوانى گاو دزديد و صاحب گاو با دو تير اول دست راست و بعد پاى راست او را هدف قرار داد بطوريكه طرف راست بدن او حركت نمىكرد . ابن عربشاه درين خصوص حكايتى هم نقل مىكند ، از قول محمود الحافظ المحرق خوارزمى از خوانندگان و مطربان زمان تيمور و معاشرين آن پادشاه . اين مؤلف ضمن شرح مكاتبه تيمور و سلطان احمد در سال 795 مىنويسد سلطان احمد اشعار هجويه‌اى فرستاد از جمله اين بيت :لئن كانت يدى فى الحرب مثلا * فرجلى فى الهزيمة غير عرجا( 6 ) - در متن چنين است ، شايد هم « مقاومت »
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 66 | عبد الحسين نوائى