عريضهء نور على بك بسلطان بايزيد در طلب فرستادن سلطان احمد
چنان كه از نامهء امراء آق قويونلو بسلطان عثمانى برمىآيد ، خواه واقعا به علت اينكه رستم در جنگ گرجستان مسامحه و جبن بخرج داده يا به علت ديگر ، امراء ناراضى بسلطان عثمانى متوسل شدند كه سلطان احمد يعنى احمد بن اغرلو محمد بن اوزون حسن را كه بدربار عثمانى پناهنده شده بود بايران بفرستد و براى اين منظور حسن على ترخان بنزد سلطان بايزيد رفت .
دولت عثمانى هم كه ميل فراوانى بنفوذ در ايران و دخالت در امور سياسى اين كشور داشت ، اين معنى را غنيمت دانسته ، قشونى همراه احمد بيك و حسن على ترخان كرده ، آنان را روانهء تبريز نمود .
همين كه رسيدن آنان محقق شد ، امراء تركمان رستم را رها كرده ، باحمد پيوستند و حسين بيك عليخانى از امراء متنفذ رستم پادشاه ، در غرهء رمضان سال 902 ، سكه و خطبه بنام احمد بيك كرد .
رستم بيك بن مقصود بيك بن اوزون حسن بمدافعه از تاج و تخت بلكه جان خويش برخاست و در كنار آب ارس جنگى شديد بين اين دو امير تركمان درگرفت و چون در ضمن جنگ امير سلطان و يكى ديگر از امراء متنفذ وى ، باحمد پيوستند ، رستم شكست خورده دستگير و مقتول شد و احمد بتبريز آمده بتخت نشست و اول كار وى كشتن حسين بيك عليخانى بود . رستم پادشاهى كريم النفس و بذال بود و در خاندان آق قويونلو و قرهقويونلو كسى بسخاوت او برنخاست . نقش نگينش اين بود :
عدل كن كز عدل گردى صف شكن * رستم مقصود بن سلطان حسن
مدت سلطنتش پنج سال و شش ماه بود .
حضرت خداوندگارى خلد ملكه و سلطانه ، بعد از تقبيل عتبهء عليا ، معروض