تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 678

مساهمون:

ص٦٧٨
اشتياق و آرزومندى و تعطّش و نيازمندى بدريافت صواعد اتصال نجمين اقبال نه در آن مرتبه و نصاب است كه شرح شمه‌اى از آن در درجهء بيان بقلم دو زبان سمت تحرير تواند پذيرفت .
طومار شوق من كه تواند نوشت اگر * دريا مداد و شاخ درختان قلم شود
اميد واثق و رجاء صادق آنكه اسباب مفارقت و دواعى مهاجرت بكتب و مراسلت كه رسم ملوك و آيين اصحاب محبّت است ، مرفوع و مندفع گشته و مودت روحانى در عالم جسمانى كماكان مؤيد و باقى بوده ، خللى در قواعد آن روى ننمايد .
قرب جانيست مرا با تو و بعد بدنى * همچو در حبّ نبى قصهء ويس قرنى
بعد از طى اوراق دورى ضرورى ، انهاى راى ملك‌آراى عالى آنكه چون عمدة الاعيان و زبدة الاقران ، نور الدين سنان ، اعاده اللّه بالخير اليكم و شرفه بالارتقاء لديكم ، اين جوانب را مشرّف ساخت و بعد از تقرّب و اختلاط هر چه با وى سپارش كرده بودند ، به زبان تقرير ادا كرده ، شرايط رسالت را كما هو حقه ادا نمود و از كلمات دلفريبش بزم وجود مزين گشته ، سامعه را از حسن تعبير و اصغا ، صفاى ديگر فزود و در صحبت مشار اليه اقرب المقربين ، خواجه علاء الدين مشرف ، را كه از كتاب بيوتات خاصه و مؤتمن اين هواخواه است همعنان ساخته ، الرّفيق ثم الّطريق گويان ، به آن مقصد اعلى پويان رفتند . اميد كه در هنگام عتبه بوسى بحسن التفات مرعى و به نظر احسان منظور شده ، رخصت انصرافش به زودى مقدّر كرده و بعض تحف مناسب كه در مكتوب على حدّه نوشته انبعاث يافته است ، در محّل عرض مقبول و معذور فرمايند كه ديگر ايستادگيها داريم و چون فى ما بين كمال يگانگى و رسوخ اتحاد ، در نصابى است كه خدّام و بندگان ، من كل جانبين ، در عداد يكديگر معدود
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 678 | عبد الحسين نوائى