تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 39

مساهمون:

ص٣٩

نامهء شاه منصور برادرزادهء شاه شجاع به ايلدرم بايزيد

شاه منصور پسر امير شرف الدين مظفر بن امير مبارز الدين محمد است . وى برادرزاده شاه شجاع و برادر شاه يحيى و ذاتا مردى شجاع و با كفايت بود ، ولى روزگار با او مساعدت نكرد تا بتواند دستى از آستين بدرآرد . پس از يك سلسله طغيانها و سرگردانيها ، در زمان شاه شجاع عمو و پدر زن خود ، بعد از مرگ وى ، نخست در خوزستان و سپس در شيراز حكومت كوتاهى كرد و چند بار با عموها و برادران خود جنگيد و چون خبر هجوم مجدد تيمور را بايران شنيد ، بافراد خانواده خود ، يعنى اعمام و اخوان پيشنهاد صلح محكم و كمك نظامى كرد تا جلو تيمور را گرفته نگذارند وارد ايران شود . ولى كوته نظرى شاهزادگان مبارزى مانع اين عمل شد . شاه منصور كه خطر را به خوبى درك كرده بود ، به ايلدرم بايزيد متوسل شد . اما او هم جواب سر بالا بلكه وعدهء سر خرمن داد . حوادث آتيه نشان داد كه چطور بعد از مبارزه و مرگ دليرانهء شاه منصور ، نخست شاهزادگان مبارزى ، يك جا و دست و پا بسته كشته شدند ( 795 ) و چند سال بعد ايلدرم بايزيد منكوب و اسير در كنج قفس جان داد ( 804 ) ( رجوع شود بتواريخ روضة الصفا ، حافظ ابرو و ظفر نامه و تاريخ عصر حافظ و تاريخ آل مبارز محمود كتبى . ) خلد اللّه تعالى فى الدولة الغراء و النصرة الزهراء مملكته و سلطنته بين المسلمين الى يوم الدين . بندگيهاى اخلاص آئين ، از قبيل دعا و ثنا و تحسين و مدحت و محمدت و ستايش و آفرين « 1 » ، با نقود سعود جواهر زواهر ، نثار افسر آفتاب زيور و پاى انداز تخت آسمان شكوه مىكند و ميگويد :
هزاران آفرين از پاى تا سر * كه سر تا پا سزاى آفرينى
عليك عون اللّه . توفيق شرف سعادت ملاقات از حضرت رب العالمين خواسته مىآيد .
هامش
( 1 ) - متن : آفرين باشد .
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 39 | عبد الحسين نوائى