نموده بود ، عزيمت غزو آن مخالف احكام الهى نموده ، بعون عنايت ازلى و امداد لم يزلى در اندك زمانى [ بطالع ] سعد ، حوالى شهر و قلعه آخسخه كه عمدهء بلاد ايشان است ، مخيّم سرادقات اقبال شد و ثواقب عزمات صائبه متوجه حصار آن گشت . در عرض يك هفته قلعهء مذكوره مسخر و مفتوح شد و حصارى بدان مناعت و امتناع و حصنى بدان حصانت و ارتفاع ، فى اقل زمان لا يقبله البيان بتحت تسخير درآمد و روز جمعه هشتم رمضان المبارك كه عيد مسلمين است ، طلعت فتح و فيروزى بمباركى چهره گشوده ، اهل اسلام و ارباب توحيد را در اثناء رمضان در دمى دو عيد پديد آمد و امراء نامدار و اقوام و عشاير او بيكبار گرفتار شدند . مستحفظان ديگر قلاع [ كه ] خبر فتح آخسخه شنيدند ، بعضى قلاع خود سپردند و بعضى گذاشته گريختند . از جملهء آن قلاع ، قلعه و شهر ازغور « 1 » [ است ] كه چون صدمهء توجه جيوش پرخروش بديشان رسيد ، بتضرع و تشفّع هر چه تمامتر امان خواسته در پناه عفو و احسان از گرفتارى مؤاخذان نيل خلاصى يافتند و اين شهر و قلعه چنانچه بر سبيل شيوع مسموع شده باشد ، مشهورتر و معمورترين قلاع و بقاع ايشان است و معابد و هياكل بدان مستظهر و متيّمناند [ انجامى گشته « 2 » ] و بنابراين اعاظم قسيسان ايشان كه معتقد فيه و مستخدم احكام آن ديارند همانجا اختيار سكون نمودهاند و بنابر كمال وثوق و اعتماد ، آن حصن حصين را مدخر و مخزن نفايس اموال و نقود و جواهر و اقمشهء آن مملكت گردانيدهاند . اين چنين شهر و قلعهاى ، بىكلفتى ، مفتوح شد و جميع غنايم از عبيد و اماء و نقود و جواهر و نفايس به تصرف درآمد و چون اخبار بقورغوره كه از بيم صدمت شوكت سپاه گردون صولت فرار با قاصى كهوف و مغارات نموده بود ، رسيد ، بتذلّل تمام منوچهر نام پسر خود را با پيشكش و اموال بدرگاه
هامش
( 1 ) - شايد مقصود شهرGorieباشد .
( 2 ) - چنين است در متن و منظور از آن دانسته نشد .