درزى ارباب اختصاص مندرج و در نظم خواص انسلاكى داشت و اكنون كه بنا بر گزيدن مرغان شكارى به آن صوب صوابنما ، حسب الاجازة العلية ، رفته ، بعد از تحصيل رخصت و التماس حضرت ، كه دليل طريق دولت و هادى سبيل بخت و سعادت است ، در سلك خدام انجم احتشام انخراط و التيام خواهد يافت .
ترقب آنكه او را بعنايت پادشاهانه و مراحم خسروانه محظوظ فرموده ، هميشه به عين عنايت منظور و بمزيد مرتبت و قربت منزلت مرعى و سرافراز ساخته ، بنوعى كه از صيد بلند پرواز همت شاهى حضرت رفعت پناهى كه ،
بازيست همت تو كه پرواز مىكند * زير پرش فلك [ چو « 1 » ] به زير فلك كلنك
مطعوم و به سمت [ نيكو بندگى « 2 » ] مرسوم گردانند تا موجب امتنان گشته ، شرط خدمت [ گذارى « 3 » ] جانبين را مرعى دارد و چون احوال مرغان شكارى و قوشخانهء ما را از او تحقيق خواهند فرمود ، [ بشنغار « 4 » ] چرخ پيماى سبك رفتار ، اگر دسترسى داشته باشند ، دريغ نفرمايند .
چون غرض حصول مطالب و مآرب طرفين است ، بزوايد اطناب نرفت .
همواره طيور آمال و امانى ، طعمهء شاهين عزايم سلطانى باد ، برب العباد « 5 » .
هامش
( 1 ) - ايضا در متن اين كلمه نيست .
( 2 ) - متن : نيكو بند كه ؟
( 3 ) - متن : وامكدارى .
وقاعدة : گزارى
( 4 ) - متن : و بشنغار .
( 5 ) منشآت فريدون بيك ، ص 113 - 312