هر كه با ما عداوت آغازد * جز بمرگش زمانه ننوازد
وانكه از حكم ما بپيچد سر * دست غيبش ز پا دراندازد
كذلك
« نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ
« 1 »
»
. مصدوقه سياق اين مقال ، مجارى سر حلقهء ارباب ضلال ، شيخ حيدر ، اگر چه نسبت نسبش بخاندان اوليا و دودمان اصفيا منتهى بود ، اما بمقتضاى
« وَ ما كانُوا أَوْلِياءَهُ إِنْ أَوْلِياؤُهُ إِلَّا الْمُتَّقُونَ »
« 2 » مخالف ساير اخلاف و مغاير طرق اسلاف آن خانواده بود ، بدنام كنندهء نكونامى چند . بوسيلهء عرض عزم غزو گرجستان و توجه بمقابله و مقاتلهء ايشان روانه آن جانب شد و جمعى را بخدعه و تلبيس رفيق خود ساخته ،
« يُخادِعُونَ اللَّهَ وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ وَ ما يَشْعُرُونَ
« 3 »
»
. بعد از آن بنابر عداوت قديم كه با عالى جناب سلطنت مآب شيروان شاهى داشته ، مواد اعراض اغراض نفسانى و ملابس وساوس شيطانى او محرك رياح فتنه و فساد گشته ، با فرقهء ضالهء خود ، ايلغار كرده و بر سر شيروانشاه غافل چون بليه نازل شده و عالى جناب سلطنت مآبى را در قلعهاى از قلاع شيروان محصور كرده و دست ظلم و عدوان بنهب اموال مسلمانان دراز كرده و هر كسى كه پيش او آمده از ذكور و اناث و صغار و كبار با اطفال و شيرخواره بعذا بهاء اليم و عقابهاء عظيم بهلاك آورده و آثار كفر و الحاد از گفتار و كردار ايشان پديدار آمده و عاليجناب سلطنت شعار ، بنا بر عروض اضطرار ، از آن اشر اشرار ، استعانت از عساكر نصرت شعار نمود . چون منازل كواكب اجلال در ييلاقات عراق بود ، وجه توجه مواكب كواكب مسير بصوب بلاد آذربايجان معطوف و بر حسب اقتضاء
« أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ
« 4 »
»
جمعى از امراء اجناد سعادت اسناد ، با سليمان بك ، باعانت و اغاثت و امداد
هامش
( 1 ) - سورة المرسلات 18 .
( 2 ) - سورة الأنفال 34 .
( 3 ) - سورة البقرة
( 4 ) - سورة النمل 63 .