توفيقات نامتناهى فتح سلطان ابو سعيد ميرزا دست داد و زبان تيغ بيدريغ از ميان گشاد ، حسن على مع جمعى از [ ار « 1 » اذل ] بلاد از اتراك و اكراد ، قريب ده هزار افراد بجوار خود راه داد و همان طريق فسق و فساد و طغيان و عناد و تخريب بلاد و تعذيب عباد بنياد نهاد . چون در حوالى آذربايجان جاى اقامت ايل نيافته ، توكلت على اللّه گويان با جماعت مذكوره بجانب همدان شتافت و تخيلات فاسد و تصورات بلا فايده در دماغ جان انداخت و تخريب معابد و مساجد و تحريق اثمار و تقطيع اشجار و تربيت اشرار و مذمت اخيار شعار و دثار خودساخته ، بنوعى كه هر جا كه [ شآمت « 2 » ] قدوم مذموم او رسيدى ، آثار معمورى بناكسى نديدى . چون شكايت اعمال شنيعه و حكايت افعال فظيعهء او استماع نموديم ، باتفاق عقل و نقل بر دفع و قلع و قمع و منع او اجماع فرموديم . بنا بر آن فرزند اعز اكرم ارشد اشجع اعقل و ارجمند ، جوان بخت دولتيار ، خردمند نصرت شعار ، ابو الفتح شمس الدين محمد بك بهادر ، ابقاه اللّه تعالى با جمعى از امراء نامدار و اركان دولت با مقدار و عساكر انجم شمار بدست صيانتش داديم و بعزم و رزم او فرستاديم . از منهيان دقايق آن توفيق و ناظران « 3 » تحقيق خبر فتح و ظفر در رسيد و نسايم اقبال از مهب
« وَ إِنَّ جُنْدَنا لَهُمُ الْغالِبُونَ
« 4 »
»
وزيدن گرفت و چون فرزند ارجمند مومى اليه ايلغار نموده در حوالى [ همدانيان نادان « 5 » ] بعدو رسيده و او در مقام مقابله و مقاومه درآمده - زهى تصور باطل ، زهى خيال محال - و در ما بين هر دو فرقه مقابله و محاربه واقع شده ، بيمن عنايت سبحانى و حسن هدايت صمدانى ، حسن على دستگير و اولاد
هامش
( 1 ) - متن : رذائل .
( 2 ) - متن : شماتت
( 3 ) - متن : ناصران
( 4 ) - سورة الصافات 183
( 5 ) - كذا در متن .