تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 551

مساهمون:

ص٥٥١

پير بداق در جواب پدر نوشته « 1 »

اى دل و دولت بلقاى تو شاد * باد ترا شوكت و بخت و مراد
نيستم آن طفل كه ديدى نخست * بالغم و ملك به بالغ درست
شرط ادب نيست مرا خرد « 2 » خواند * بخت چو بر جاى بزرگم نشاند
هر دو جوانيم من و بخت من * با دو جوان پنجه بهم بر مزن
با منت از بهر تمناى ملك * خام بود پختن سوداى ملك
تيغ مكش بر رخ فرزند خويش « 3 » * رخنه مكن گوهر دلبند خويش
پخته‌اى [ آخر « 4 » ] دم خامى مزن * من ز تو زادم ، نه تو زادى ز من
شاخ كهن علت بستان بود * نخل جوان زيب گلستان بود « 5 »
كشور من نيست كم از كشورت * لشكر من نيست كم از لشكرت « 6 »
[ قلعه « 7 » ] بغداد به من شد تمام * كى دهم از دست بسوداى خام
پايهء من كيست كه جويد دلير * صيد به قوت كه ستاند ز شير « 8 »
چند كنى بحث ز بهر سرير « 9 » * من ندهم گر تو توانى بگير « 10 »
هامش
( 1 ) - تذكرهء دولتشاه : جواب پير بداق مر پدر را ( 2 ) - ايضا : طفل ( 3 ) - اين بيت را نسخهء پاريس ندارد ( 4 ) - دولتشاه : پخته ملكى ( 5 ) - اين دو شعر در نسخهء پاريس نيست ( 6 ) - اين دو شعر در نسخهء پاريس نيست ( 7 ) - دولتشاه : خطهء ( 8 ) - در تذكرهء دولتشاه نيست . ( 9 ) - دولتشاه چون تو طلب مىكنى از من سرير . ( 10 ) تذكرهء دولتشاه چاپ تهران ص 345 .