تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 543

مساهمون:

ص٥٤٣
بساعتى كه سعادت ازو برد اختر * بطالعى كه تو لا به دو كند تقويم
نهضت همايون واقع شد و رايات ظفر پيكر و الويهء نصرت رهبر ، سمت اهتزاز و ارتفاع پذيرفت و ولايت موره « 1 » نيز درين هشتصد و اندسال بواسطهء رعونت مسالك و مناعت حصون از اعلام معالم دين و احياى مراسم شرع سيد المرسلين صلوات اللّه عليه و عليهم اجمعين ، محروم و بىبهره بود و الى الآن گوش نوعروس چنان مملكت زيبا از پيرايهء آيين دين و حلقهء قوانين داد عاطل مانده ، از آن واسطه عنان عزيمت بدان صوب منصرف شد . لشكر جرار تيغ زن نيزه گذار يعنى جند اللّه الغالب ايدهم اللّه تعالى فى جميع المطالب آن ديار را مطامح انظار و مطارح ابصار خود ساختند . بيمن دولت ابد پيوند و عون خداوند بيچون و چند ، جلت آلاؤه و تباركت اسماؤه ، در اندك مدتى قلاع و بقاع و قفار و بلاد و تلال و وهاد آن ملك ، با وجود آنكه فسيحتر از ميدان وهم دورتك و منيعتر از قلعهء دوانزده برج فلك بود ، بدوانيها و قواصيها « 2 » و حذافير « 3 » ها و صياصيها « 4 » ، بنوعى در قبضهء اقتدار و حوزهء نواب كامكار اين جانب درآمد
هامش
( 1 ) - دمتريوس كه با تركان دوستى مىورزيد سرانجام خود را در اختيار آنان گذارد و سلطان حكومت اينوزEnosرا به دو داد و مقررى براى او معين كرد . وى در 1470 ميلادى مرد . اما توماس برادرش برم فرار كرد و پس از آنكه فرانكو اكسيائيولىFranco Acciaioliآخرين حكمران آتن نيز بامر سلطان محمد خفه شد يونان بدست تركان افتاد و تنها چند نقطه مثل مودونModonو قورونGoronو لپانتLepante( اينه بختى ) در دست ونيزيها ماند . ( 2 ) - يعنى باصطلاح نقاط نزديك و دور آن ناحيه . ( 3 ) - حذافير جمع حذفار بالكسرسوى و كرانه و همچنين به معناى مردان جنگى آمده ( منتهى الارب ) ( 4 ) - صياصى حصار و هر چيز كه بدان بازدارند چيزى را و پناه گيرند بوى ( ايضا ) .