تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 540

مساهمون:

ص٥٤٠
ارسال نمود . بعد از محاصره طاقت مكابره نياورده ، شمشير به گردن و كفن در كف ( ؟ ) بحضور فايض النور وزير مشار اليه آمده ، بمعسكر ظفر مقر در رسيدند و حسب استدعاى وزير ملك گشاى مشار اليه ، از گناه او درگذشته بفتح قلاع طربزون كه ، قرين مملكت حسن بك آق‌قيونلوست و با وى قرابت نموده ، عازم گشتيم . اميد كه استخلاص آن مرز و بوم از آن كفار نابكار شوم به آسانى دست دهد « 1 » . ان شاء اللّه تعالى . غرض كه اگر بواسطه اين اشغال خير مآل ، تأخيرى در مراسلات و تراخيى در مكاتبات واقع شود ، حمل بر چيز ديگر نفرموده ، ابواب رسل و رسائل را مفتوح دارند تا موجب سرور و اطمينان خاطر گردد و آنچه از فتوحات عراقين اشعار نموده بودند ، ازين جانب نيز شادى و حبور بيشتر از نفس نفيس آن حضرت عالى شأن سامى مكان واقع گشته مرآت حسنات الهى الى الطرفين على الطريق الطرد و العكس انجلا پذيرفته و ظفرنما گشته شاكر النعم گشتيم . مع هذا اعداى دين محمدى از طوايف مختلفه درين حدود فزونتر از خصماى ايران زمين است . چه معاندان آن طرف منحصر بعددى چندند و بعد از دفع ايلخانى منع آن شرذمهء قليله بعناية اللّه تعالى سهل مىنمايد و هجوم كفار خاكسار از بر و بحر اين ديار بجمله جهانيان آشكاراست . با وجود آن سپهسالاران عظام با غزاة نصرت انجام ، در شهور و اعوام ، از احزاب مشركين لئام روى بر نتافته و پاى كم نياورده ، دعواى سرخ روئى از اراقت دماء آن معاندان با حسام خون آشام ميكنند و لاف مردى بسربازى و دشمن ستانى ميزنند و اكثر يا قطع نظر از فزونى قدر و جاه كرده الاجر على اللّه گويان بذل جان را در راه حق و سبيل فياض مطلق فخر روزگار و شرف كار
هامش
( 1 ) - در همين سفر بود كه تركان بفتح طرابوزان نائل آمده و امپراطوران يونانى اين ناحيه را برانداختند . اوزون حسن كه با اين خاندان يونانى وصلت كرده بود ، در استخلاص داويد كومنن پدر زن خود و آخرين فرد خاندان از دست سلطان محمد سخت كوشيد ولى كوشش وى به جائى نرسيد ( 1461 م ) .
اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 540 | عبد الحسين نوائى