به مملكت تازه و موهبتى بيحد و اندازه بشارت ميدهد چنانچه ،
از هر جهت كه چشم نهى جلوهء ظفر * وز هر طرف كه گوش كنى مژدهء امان
و مصداق اين معنى آنكه قلعهء دار السلام كه در سواد معمورهء ايام كانها قبة الاسلام فى الملك افتاده بود ، مشرع شرع و دين و معدن علم و نور يقين بوده و هميشه مقر خلفاء مهديين و مأواى سلاطين با عدل و تمكين شده و مع ذلك جوانب برش از خلد برين نمودارى و شواطى بحرش از اطراف كوثر يادگارى
يا لها جنة بدت كرؤس * لم يكن حلى حسنها كشموس
هر باغش ارم باشد و هر دشت بهشت * در شش جهت و هفت زمين هشت بهشت
بعد ما كه بكرور ايام و مرور شهور و عوام از تسلط فئهء باغيه و تعدى طغاة لئام دار الملام و بئس المقام گشت . مدارس و معالم علمش مدروس و مشاهد و معاهد اقتباس انورش مطموس ماند و معابد و مساجدش
« خاوِيَةٌ عَلى عُرُوشِها
« 1 »
»
و دور قصورش
« عالِيَها سافِلَها
« 2 »
»
و حدايق وجناتش
« قاعاً صَفْصَفاً
« 3 »
»
و بالجمله بدان انجاميد كه از دار خبر و از ديار اثر نماند [ و سرآغازى ] « 4 »
جائى كه بود آن دلستان با دوستان در بوستان * شد گرگ و روبه را مكان ، شد جغد و كركس را وطن « 5 »
هامش
( 1 ) - سورة البقرة 261
( 2 ) - سورة هود 84
( 3 ) - سورة طه 106
( 4 ) - ظاهرا زائد است
( 5 ) - در متن : جائى كه بود اين دبستان بدوستان . . . و از همين جا ميتوان پى برد كه ساير قسمتهاى اين نامه كه مشكلترين و مغلقترين مكاتيب اين دوره است ، تا چه اندازه مغلوط چاپ شده است .