ملك چون برقرار خواهى يافت * تيغ را بىقرار بايد كرد
ان اسيافنا العضاب « 1 » النوام * تركت ملكنا قرين اللوام
و از عهود ماضيه و قرون سالفه الى يومنا هذا ، چنانچه كتب تواريخ بدان ناطق است كه هر طائفهاى از مخالفان دين اسلام و معاندان شرع خير الانام روى جرأت و جلادت بمحاربهء اسلاميان كه بشرف متابعت حضرت مصطفى عليه من - الصلوات افضلها و من التحيات اكملها در زمرهء
« كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ
« 2 »
»
منخرط گشته و بخلعت ايمان و زينت اسلام مخصوص شده ، روى « 3 » آوردهاند و محاربت ايشان را مهيا و آماده شده ، حق جل جلاله و عم نواله جمعى را از اهل اسلام بر تدمير و استيصال ايشان [ وا ] داشته و تقويت ارزانى فرموده ، رفيق آن زمره گردانيده تا كمر مجاهدت و محاربت آن ملاعين بر ميان جان بسته ، آن مادهء خلال و فساد و نكال را منقطع ساختهاند و نص
« وَ جَعَلَ كَلِمَةَ الَّذِينَ كَفَرُوا السُّفْلى
« 4 »
»
بر ايشان خوانده ، از آن قوم لعين و روزگارشان دمار برآورده ، بوسيلهء خنجر مريخ سان زحل صفت بد خواه تن ناپاك را از فرش خاك خوابگاه ساخته و بواسطهء تيغ آتشفشان و بسنان جانستان آن ديار را از خبث فساد آن مطرودان خالى گردانيده .
آن حضرت نيز بر همت قانون فعال مبارك و ميمون و طالع مسعود و همايون ، اقبال هم عنان و سعادت و بخت توأمان و ظفر و نصرت همآشيان ، روى بدفع آن مجاهيل و قمع آن مخاذيل آورده ، هاتف غيبى به گوش جان دولتش رسانيد كه
« إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً
« 5 »
»
هامش
( 1 ) - عضب به معناى شمشير بران
( 2 ) - سورة آل عمران 106
( 3 ) - ظاهرا اين كلمه زائد است
( 4 ) - سورة التوبة 40
( 5 ) - سورة الفتح 1