تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 490

مساهمون:

ص٤٩٠
عباد از ارباب بغى و عناد ، تحريض و تحضيض نموده و دواعى همت و بواعث نهمت بر كفايت اين مهم مقصور فرموديم و عزيمت همايون مصمم كرديم و خود را بعنايت ايزدى و حمايت پروردگارى سپرديم و اعلام اسلام مستعينا بكلام الملك العلام برافراختيم و با حشرى انبوه و لشكرى با شكوه و پيران كار و دليران كارزار ، بيشتر از حد و شمار ، بشوكتى هر چه تمامتر و دولتى هر چه عامتر ، در مقابلهء ايشان رسيديم . اگر چه صولت و مهابت آن ملاعين در دلهاى مسلمين جايگير شده بود ، اما ايزد جل و علا بنور فراست الهام مىنمود و بدست تأييد بسطت مىفزود كه اين فتح همايون بعز دولت ما ميسر خواهد شد و اين ظفر ميمون باعلام نصرت ما مقرر خواهد گشت و تباشير صبح كامرانى بنور پيروزى ما لامع خواهد آمد و انوار لطف جهانبانى بفر بهروزى ما ساطع . البته نواير صولت ما بغتة مشتعل شد و شرر قهر ما فجاة متطاير و عواطف سياست پادشاهى كه بر آن مجبوليم در هيجان آمد و اعاصير انتقام شاهنشاهى كه بدان مشموليم در ثوران گشت . فرموديم كه در احتشاد و استعداد اجناد اجتهاد نمايند و اسباب جدال و قتال آماده دارند و ابواب خصام و جلاد گشاده و دروع سابغات پوشند و در اظهار حق و اعلاء كلمة اللّه العليا بسعى بيدريغ كوشند تا نام نيكو و ذكر حسن درين جهان دخيره گذارند و حسن احاديث را بهتر از عمر و روزگار دارند و خودشان را در سلك اخيار امت و كبار ملت منخرط سازند كه زبان زمان در شأن ايشان بدين رباعى منطلق است :
يلوح على الطرس آثارهم * و يبقى مدى الدهر اخبارهم
فما انقرضوا بل هم خلدوا * و حسن الاحاديث اعمارهم