پس روز سه شنبه ، كه غرهء ماه شعبان بل غرهء سعادت اهل ايمان بود ، از حول و قوت خويش تبرا كرديم و پناه بعنايت حمايت رحمانى آورديم و نصر و ظفر را از اثر تأييد مفتح الابواب و مسبب الأسباب كه
« وَ مَا النَّصْرُ إِلَّا مِنْ عِنْدِ اللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَكِيمِ
« 1 »
»
. عنوان صحايف كردگارى و برهان مقدمات پروردگارى اوست دانستيم و يقين ما شد كه اوايد نصر و فيروزى از شاخ ( ؟ ) ارادت او عز شانه منوط است و كثرت عدت و آلت را درو هيچ مداخلت نه و شوارد قدرت و بهروزى باوتاد مشيت او عم سلطانه مربوط و سعى و قدرت خيل و حول را درو هيچ معاونت نه . پس بعد عرض التضرع و الابتهال الى جناب اللّه الملك المتعال اعيان عسكر و وجوه رجالان تحريض كرده بنص
« وَ لا تَهِنُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ
« 2 »
»
فرموديم كه مستعينا باللّه الرؤف العطوف استعمال بنود و سيوف را كار فرمايند و سنان ثعبان نشان آتشفشان را دستور دارند و شمشير آبدار خونخوار آتش بار صاعقه كردار را از غلاف خلاف بر كشيدند ، قلب و جناح و ميمنه و ميسره را بياراستند و كمينگاه را بهر استظهار باجلاد امجاد سپردند و مقدمان لشكر چون شيران درنده و پيلان دمنده و پلنگان غرنده در نبرد آمدند و مبارزان [ با ] لئيمان بىايمان مقاتل و مقابل شدند و بهمهء انواع سلاح سطوت بازوى اهل ايمان و قوت قلوب اسلاميان كه راسىتر از مراسى قلال و راسختر از رواسى جبالاند برآزمودند . بعد از آنكه از اول صبح تا نماز عصر در ميان جانبين و ما بين طائفتين مقابله و مقاتله افتاد و حمله در حمله پيوست ، اسلاميان يقين دانستند كه الاسلام يعلو و لا يعلى ؛ دليران كار ديده و تلخ و شور روزگار
هامش
( 1 ) - سورهء آل عمران 122
( 2 ) - ايضا 133