جواب
مشرفهء جناب امارت مآب و نگاشتهء خامهء گوهر بار ملك نامدار ، سرور سپهدار ديار ، نور الدولة و الدين حمزه بك كامكار ، زيدت دولته ، مشحون بفنون اخلاص و دولتخواهى ،
كروضة زينتها الازهار * او جنة تجرى من الانهار
در اعز اوقات و اشرف ساعات ، ورود يافت و چون از فحاوى آن نسايم ولا و اتحاد استنشاق رفت و بر سلامتى ذات عديم المثال ، انواع مسرت بظهور پيوست ، باضعاف و آلاف آن سلام و دعوات فراوان ابلاغ گردانيده ، در شرح اشتياق شروع و خوض [ نمى ] نمايد .
درين وقت ، خبر فتح بلدهء طيبهء ارزنجان و صورت فوز و فزونى كه از تتق غيب بدان جانب روى نموده ، از فحواى شريف و مضمون لطيفش معلوم و مفهوم گشت . الحمد للّه كه بوسيلهء آن محبان شادان شدند . هر آينه چون ايزد عز - شانه خواهد كه بندهاى را صاحب عز و تمكين و تاج و تخت و نگين كند ، در مهمات ناصر و معاون او باشد .
هر كه را بخت مساعد بود و دولت يار * ابد الدهر مظفر بود اندر همه كار
للّه الحمد كه من بعد رعايا و مساكين آن جانب ، در ظل عدل و رأفت ايشان بفراغت و اطمينان روزگار خواهند گذرانيد و تجار و قوافل بىتشويش آمد و شد خواهند نمود و منافع دنيوى و اخروى محصل گشته .