اعظم بود ، مفهوم شد و از استماع اين اخبار طيبه ، صد هزار طرب و سرور حاصل گشت و سجدات شكر در تضاعف و تزايد شد ، للّه الحمد و المنة على ذلك و مشافهه را باملح لسان و افصح بيان ايراد نموده و معزز و مكرم داشته ، در محل قبول افتاد و حب اخلاص صد چندان شد . معلوم فرمايند كه فى ما بين حضرت سلطان خداوندگار و اين كمينه دولتخواهى و هواداريست و در قرب جوار اتحاد و يك جهتى است [ « 1 » ] در تضاعف و ترقى شده ، از آنكه تقرير شود متضاعف است .
بدوستى آن درگاه دوست و دشمنى دشمن و در حضرت پادشاه جهان مطاع انقياد نموديم ، چنانچه از خاطر فياض مقر امر و نهى ايزد تعالى [ « 2 » ] گردانيده كه ناموس و معاونت اسلام يكسانست . بنابرين معنى ، بمصاحبت مشار اليه ، فرزند اعظم اشجع و اكرم ، ذو المكارم و الشيم ، امير و امير زادهء نويين نژاد ، جامع المحامد ، سرور سينه ، فرزند فخر الدنيا و الدين ، دام سعده و حرس مجده كه از عالم طفوليت تربيت كرده و بسعى بليغ حاصل آورده و جاى فرزند گرفته و خير و شر اين كمينه دانسته [ « 3 » ] توقع كه او را به عين مرحمت و شفقت ملحوظ گردانند و هم خدمتگارى آن درگاه عالى ، بچه نوع و چه طريق كه ميبايد ، بر مشار اليه اعلام فرمايند كه اين محب نيز در آن سلك و سبيل رود و در قدم عبوديات قائم مقام باشد و هم معلوم فرمايند كه دائما از طرف ظل اللّه فى الارض و المالك فى الطول و العرض ، شاهرخ بهادر خان ، خلد اللّه ملكه ، مكتوبات چنين مىآيد كه اين كمينه دائما با ابراهيم بك قرمان پند و نصحيت دهيم كه بمملكت روم تعرض نكند و بدرستى خدمت جهان مطاع كند و به هيچ نوع نصيحت قبول نميكند . اين بار نيز يكى از غلامان اين محب به طرف قرمان ارسال شد كه به خدمت پادشاه اعظم خداوندگار ملازمت كند تا ابواب
هامش
( 1 ) - به نظر مىآيد كه يك يا چند كلمه افتاده باشد .
( 2 ) - به نظر مىآيد كه يك يا چند كلمه افتاده باشد .
( 3 ) - به نظر مىآيد كه يك يا چند كلمه افتاده باشد .