هست پشت شريعت نبوى * بنوى از مساعى تو قوى
محتد كفر و معبد اصنام « 1 » * شد ز جهد تو قبة الاسلام
حسن تدبير تو بحرب و قتال « 2 » * كرده قلع قلاع كفر و ضلال
مقبلى بر مراسم اشفاق * معرضى از ذمايم اخلاق
جمع در ذات تو برغم حسود * حكمت و عفت و شجاعت وجود
بحر و كانى ببخششت پيوست * بلكه بردى ز بحر و كان هم دست
كان ز دست تو شد به سنگ نهان * و ز كفت بحر كف به روى زنان
تا بود دورهء فلك ممكن * تا بود نقطهء زمين ساكن
روشن آن بوفق رأى تو باد * شرف اين به خاك پاى تو باد
اى معنبر نسيم نافه گشاى * چون بپردازى از دعا و ثناى
ورقى چند نظمهاى غريب * لايق فهم هوشمند لبيب
با تو همراه ميكنم زنهار * زان غريبان بزم شه ياد آر
عرضه كن در حريم مجلس او * اين محقر هديه را و بگو
ارسل النمل من خلوص و داد * لسليمان نصف رجل جراد
قايلا ذاك منتهى جهدى * و الهدايا به قدر من يهدى
ثم اوجز مخافة الابرام * و اختتم بالسلام و الاكرام
هامش
( 1 ) - اشاره بفتح قسطنطنيه مركز سلاطين بيزانس است .
( 2 ) - اشاره بتدبير عجيب سلطان محمد دوم در گذراندن كشتىهاى خود از روى خشكى ، از يك طرف قسطنطنيه به طرف ديگر آن كه بىحفاظ بود و همين امر موجب شكست مدافعين بيزانس گرديد ، براى تفصيل اين موضوع رجوع شود بتواريخ عثمانى و دائرة المعارف اسلامى و منابع ديگر ، من جمله كتاب كوچك استفان زوايك بنام لحظات حساس تاريخ .