تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسناد ومكاتبات تاريخى ايرانى ( از تيمور تا شاه اسماعيل ) ( فارسي ) — صفحة 439

مساهمون:

ص٤٣٩

جواب

دعائى كه ورد ساكنان عالم ملكوت و ثنائى كه ذكر مسبحان صوامع جبروت بوده باشد ، بانواع خلوص درويشانه و اصناف خشوع فقيرانه ، نثار مجلس على اعلى حضرت سلطانى خداوندگارى اسلام پناهى ، خلد ظله السامى ، گردانيده ، همواره گوشه‌نشينان گنج قناع و متوطنان زواياى بقاع را دعاگوى جانى و ثنا خوان جنانى امور دينى و دنيوى عالى شانى شناسند . اميد كه لطف بارى يارى كرده مقبول درگاه حضرت عزت ، عزت اسمائه ، گردد ، به حق حقه و نبيه و ذويه و از تشريف تضعيف احسان بيكران و تبليغ يرليغ مكرمت عنوان سعادت فزود و گفت :
جامى كجا عطاى شه روم از كجا * كاين لطف غيب مىرسدش از ره عموم
هر چند بود سخت گريزان دلش ز نقد * نرمش نمود كيسهء زر مهر شه چو موم
[ از « 1 » زهد ؟ ] جو فروشى او كاست لاجرم * گندم نماى گشت بآفاق ازين رسوم
زين تنگهاى سرخ شد آخر چنان غنى * ترسم كه حب مال كند در دلش هجوم
تعداد آن نمىرسد اگر عقل گويمش ( ؟ ) * بشمار هست كم ز تيه ( ؟ ) محصول ملك روم ( ؟ )
هامش
( 1 ) - متن : [ در رهد ] .